آن که حقیقت را نمیداند نادان است، آن که حقیقت را میداند ولی انکار میکند تبهکار است.
بیوگرافی برتولت برشت | نمایشنامهنویسی که تئاتر را به هنری برای اندیشیدن تبدیل کرد
برتولت برشت (Bertolt Brecht) یکی از مهمترین نمایشنامهنویسان، شاعران و کارگردانان تئاتر آلمان در قرن بیستم بود. او با شیوهای متفاوت در نمایشنامهنویسی و کارگردانی، تأثیر عمیقی بر تئاتر مدرن گذاشت و آثاری خلق کرد که هنوز در بسیاری از کشورهای جهان روی صحنه میروند. از مشهورترین آثار او میتوان به «اپرای سهپولی»، «مادر کوراژ و فرزندانش»، «زندگی گالیله»، «دایره گچی قفقازی» و «آدم آدم است» اشاره کرد.
برشت بیش از آنکه تئاتر را صرفاً وسیلهای برای سرگرمی بداند، به دنبال آن بود که تماشاگر را به فکر کردن وادار کند. او با فاصله گرفتن از شیوههای سنتی نمایش، به دنبال ایجاد نوعی تئاتر متفاوت بود که بعدها با عنوان «تئاتر روایی یا حماسی» شناخته شد. در این شیوه، تماشاگر قرار نبود تنها با شخصیتها همراه شود، بلکه باید درباره رفتار شخصیتها، اتفاقات داستان و مسائل انسانی مطرحشده در نمایش نیز فکر کند.
زندگی برشت با دورهای پرتحول در تاریخ اروپا همزمان بود و همین شرایط در بسیاری از آثار او بازتاب پیدا کرد. او در طول زندگی خود در چند کشور زندگی کرد و پس از سالها فعالیت در خارج از آلمان، در سالهای پایانی عمر به برلین بازگشت و همراه با هلنه وایگل برلینر آنسامبل (Berliner Ensemble) را بنیان گذاشت؛ گروهی که نقش مهمی در معرفی و گسترش شیوه تئاتری او داشت.
کودکی و خانواده
برتولت برشت در ۱۰ فوریه ۱۸۹۸ در شهر آوگسبورگ در ایالت بایرن آلمان به دنیا آمد. نام کامل او در هنگام تولد اویگن برتولت فریدریش برشت بود. پدرش، برتولد فریدریش برشت، مدیر یک کارخانه کاغذسازی بود و مادرش، سوفی برشت، از خانوادهای با پیشینه کارمندی بود.
برشت در خانوادهای نسبتاً مرفه بزرگ شد و از کودکی به ادبیات و نوشتن علاقه نشان داد. او در مدرسه سلطنتی آوگسبورگ تحصیل کرد و از همان دوران نوجوانی به نوشتن شعر و متنهای ادبی پرداخت. برخی از نخستین نوشتههای او در سالهای نوجوانی منتشر شدند.
دوستی او با کاسپار نِهر (Caspar Neher)، که بعدها به یکی از مهمترین طراحان صحنه آثارش تبدیل شد، نیز از دوران جوانی آغاز شد و این همکاری در سالهای بعد نقش مهمی در شکلگیری تئاتر برشت داشت.
تحصیلات و آغاز نویسندگی
برشت در سال ۱۹۱۷ پس از گذراندن دوره دبیرستان، وارد دانشگاه مونیخ شد و ابتدا در رشته پزشکی و علوم طبیعی ثبتنام کرد. با این حال علاقه اصلی او ادبیات و تئاتر بود و تحصیلات دانشگاهی را به شکل جدی ادامه نداد.
در همین سالها نوشتن نمایشنامه و شعر را دنبال کرد و به تدریج به محافل ادبی و هنری مونیخ راه یافت.
در سال ۱۹۱۸ نیز مدتی به عنوان نیروی پزشکی در بیمارستان خدمت کرد. تجربههای این دوره و فضای اجتماعی و انسانی آن زمان بعدها در نگاه او به جنگ، زندگی و انسان تأثیر گذاشت.
نخستین موفقیتهای ادبی و تئاتری
برشت در اوایل دهه ۱۹۲۰ به شکل جدی وارد دنیای تئاتر شد.
نمایشنامه «طبلها در شب» در سال ۱۹۲۲ در مونیخ روی صحنه رفت و نخستین موفقیت مهم او در تئاتر بود. در همان سال، نسخه کتابی نمایشنامه «بعل» نیز منتشر شد. موفقیت «طبلها در شب» باعث شد نام برشت در محافل تئاتری آلمان بیشتر شناخته شود.
در سال ۱۹۲۳ نمایشنامه «بعل» نیز روی صحنه رفت و برشت به فعالیت حرفهای خود در تئاتر ادامه داد.
مهاجرت به برلین و شکلگیری سبک تازه
برشت در سال ۱۹۲۴ به برلین رفت؛ شهری که در آن زمان یکی از مهمترین مراکز فرهنگی و هنری اروپا بود.
او در تئاتر آلمان به عنوان نمایشنامهنویس و دراماتورژ فعالیت کرد و با چهرههای مهم تئاتر، از جمله ماکس راینهارت، همکاری داشت. حضور در برلین به او فرصت داد تا تجربههای تازهای در نمایشنامهنویسی، کارگردانی و طراحی صحنه به دست آورد.
در همین دوره، همکاری او با آهنگسازانی مانند کورت وایل شکل گرفت؛ همکاریای که در نهایت به خلق یکی از مشهورترین آثار تئاتری قرن بیستم، یعنی «اپرای سهپولی»، انجامید.
شکلگیری تئاتر حماسی
یکی از مهمترین دستاوردهای برشت، ایجاد و گسترش شیوهای تازه در تئاتر بود که بعدها با عنوان تئاتر حماسی یا روایی شناخته شد.
در تئاتر سنتی، معمولاً هدف این است که تماشاگر به شدت با شخصیتها و احساسات داستان همراه شود. برشت تلاش کرد این روند را تغییر دهد. او میخواست تماشاگر در طول نمایش همچنان آگاه باشد که در حال تماشای یک اثر نمایشی است و به جای غرق شدن کامل در داستان، درباره اتفاقات آن فکر کند.
یکی از مفاهیم مهم در نظریه تئاتری او اثر فاصلهگذاری یا Verfremdungseffekt بود. این شیوه با استفاده از ابزارهایی مانند روایت مستقیم، تغییر ناگهانی فضای نمایش، استفاده از موسیقی و گاهی آشکار کردن عناصر صحنه، توجه تماشاگر را از داستان صرف به سمت اندیشه و تحلیل هدایت میکرد.
سبک نویسندگی و تئاتر برتولت برشت
سبک برشت ویژگیهای مشخصی دارد که او را از بسیاری از نمایشنامهنویسان همدورهاش متمایز میکند.
تئاتر برای اندیشیدن
برشت معتقد بود تئاتر میتواند علاوه بر سرگرمی، مخاطب را به فکر کردن درباره رفتار انسان و شرایط زندگی وادار کند.
فاصلهگذاری
او تلاش میکرد تماشاگر بیش از آنکه صرفاً با شخصیتها همذاتپنداری کند، درباره تصمیمها و رفتارهای آنان قضاوت و فکر کند.
استفاده از موسیقی
موسیقی در بسیاری از نمایشهای برشت بخش مهمی از ساختار اثر است. ترانهها گاهی داستان را متوقف میکنند و به تماشاگر اجازه میدهند درباره موضوع نمایش تأمل کند.
شخصیتهای چندوجهی
شخصیتهای آثار برشت معمولاً کاملاً خوب یا کاملاً بد نیستند. آنها در شرایط دشوار تصمیم میگیرند و همین تصمیمها بخش مهمی از ساختار داستان را شکل میدهد.
زبان ساده و قابلفهم
برشت اغلب از زبان نسبتاً مستقیم و روشن استفاده میکرد و تلاش داشت اندیشههای پیچیده را در قالب داستان و شخصیتهایی قابلدرک ارائه کند.
مهمترین آثار برتولت برشت
برتولت برشت آثار فراوانی در قالب نمایشنامه، شعر و نوشتههای نظری درباره تئاتر خلق کرد. برخی از مشهورترین آثار او در ادامه معرفی شدهاند. سال درجشده در عنوان هر اثر، سال نگارش یا نخستین انتشار/اجرای شناختهشده آن اثر است و در مواردی که نسخههای مختلفی از یک نمایشنامه وجود داشته، تاریخها ممکن است در منابع متفاوت باشند.
بعل (Baal) – ۱۹۲۲
«بعل» یکی از نخستین نمایشنامههای مهم برشت است که نسخه کتابی آن در سال ۱۹۲۲ منتشر شد.
این نمایشنامه از آثار اولیه نویسنده است و بسیاری از ویژگیهایی را که بعدها در آثار پختهتر او توسعه پیدا کردند، در خود دارد. شخصیت اصلی، بعل، فردی سرکش و مستقل است که زندگی خود را با قواعد معمول جامعه هماهنگ نمیکند.
اهمیت «بعل» بیشتر در این است که مسیر متفاوت برشت در نمایشنامهنویسی را از همان ابتدای فعالیت ادبی نشان میدهد.
طبلها در شب (Trommeln in der Nacht / Drums in the Night) – ۱۹۲۲
«طبلها در شب» یکی از نخستین نمایشنامههای برشت است که در سال ۱۹۲۲ در مونیخ به روی صحنه رفت.
داستان نمایش درباره مردی است که پس از مدتی دوری به خانه بازمیگردد و با تغییرات زیادی در زندگی خود روبهرو میشود. اثر از همان ابتدا نشان میدهد که برشت علاقه زیادی به بررسی انتخابهای انسانی و تأثیر شرایط بیرونی بر زندگی شخصیتها دارد.
موفقیت این نمایشنامه نخستین گام مهم برشت برای تبدیل شدن به یکی از چهرههای شناختهشده تئاتر آلمان بود.
اپرای سهپولی (Die Dreigroschenoper / The Threepenny Opera) – ۱۹۲۸
«اپرای سهپولی» مشهورترین اثر برشت و یکی از شناختهشدهترین آثار تئاتر موسیقایی قرن بیستم است.
این اثر با همکاری آهنگساز کورت وایل شکل گرفت و نخستین اجرای آن در سال ۱۹۲۸ در برلین انجام شد. نمایش از داستانها و ساختار اپرای گدایان اثر جان گی و بازنویسی آن توسط کریستوفر پپوش الهام گرفته بود.
استفاده از ترانههای ماندگار، روایت متفاوت و شیوه خاص برشت در برخورد با تماشاگر، «اپرای سهپولی» را به یکی از مهمترین آثار تئاتر مدرن تبدیل کرد.
این اثر همچنین باعث شد نام برشت در خارج از آلمان نیز بیش از پیش شناخته شود.
صعود و سقوط شهر ماهاگونی (Aufstieg und Fall der Stadt Mahagonny / Rise and Fall of the City of Mahagonny) – ۱۹۲۹
«صعود و سقوط شهر ماهاگونی» اثری نمایشی ـ موسیقایی است که برشت با همکاری کورت وایل خلق کرد.
داستان در شهری خیالی به نام ماهاگونی میگذرد و شخصیتهای مختلفی را در فضایی متفاوت و نمادین دنبال میکند.
موسیقی، ترانه و ساختار نمایشی در این اثر اهمیت زیادی دارند و «ماهاگونی» نمونه مهمی از تلاش برشت برای ترکیب تئاتر، موسیقی و شیوه روایی جدید است.
مادر (Die Mutter / The Mother) – ۱۹۳۲
«مادر» نمایشنامهای است که برشت آن را با همکاری برخی از همکاران خود برای صحنه آماده کرد و نخستین اجرای آن در سال ۱۹۳۲ در برلین انجام شد.
این اثر بر شخصیت یک زن و تغییر تدریجی نگاه او به زندگی و جامعه تمرکز دارد.
«مادر» از نمایشنامههایی است که در آن میتوان ویژگیهای تئاتر روایی برشت، از جمله استفاده از روایت، موسیقی و فاصلهگذاری را مشاهده کرد. نسخههای مختلفی از این اثر در سالهای بعد نیز اجرا و بازنگری شدند.
زندگی گالیله (Leben des Galilei / The Life of Galileo) – ۱۹۴۳
«زندگی گالیله» یکی از مهمترین نمایشنامههای برشت است که درباره زندگی گالیله، دانشمند ایتالیایی، نوشته شده است.
برشت این نمایشنامه را نخست در سالهای ۱۹۳۸ و ۱۹۳۹ نوشت و بعدها چند بار آن را بازنگری کرد. نخستین اجرای آن در سال ۱۹۴۳ در زوریخ انجام شد.
موضوع اصلی نمایش تنها زندگی گالیله نیست؛ بلکه درباره رابطه میان دانش، مسئولیت، حقیقت و انتخابهای انسان نیز پرسشهایی مطرح میکند.
به همین دلیل، «زندگی گالیله» یکی از بهترین نمونهها برای شناخت شیوه فکری و نمایشی برشت به شمار میرود.
مادر کوراژ و فرزندانش (Mutter Courage und ihre Kinder / Mother Courage and Her Children) – ۱۹۴۱
«مادر کوراژ و فرزندانش» یکی از مشهورترین نمایشنامههای برشت است.
نمایش در فضای جنگ سیساله در اروپا میگذرد و داستان زنی به نام مادر کوراژ را دنبال میکند که همراه فرزندانش در مسیر جنگ و زندگی دشوار آن دوران حرکت میکند.
برشت در این اثر به تأثیر شرایط سخت زندگی بر تصمیمهای انسان و پیامدهای انتخابهای دشوار میپردازد.
نخستین اجرای نمایش در سال ۱۹۴۱ در زوریخ انجام شد و نسخههای بعدی آن، بهویژه اجرای برشت و گروهش در برلین، نقش مهمی در شهرت جهانی اثر داشتند.
دایره گچی قفقازی (Der kaukasische Kreidekreis / The Caucasian Chalk Circle) – ۱۹۴۴
«دایره گچی قفقازی» یکی از مشهورترین نمایشنامههای دوره پختگی برشت است.
داستان درباره کودکی است که در شرایطی دشوار از مادر خود جدا میشود و زنی دیگر از او مراقبت میکند. در ادامه، مسئله سرپرستی کودک و معنای واقعی مادری مطرح میشود.
یکی از مشهورترین بخشهای نمایش، آزمون دایره گچی است که در آن قاضی برای تعیین اینکه چه کسی شایسته نگهداری کودک است، آزمایشی غیرمعمول طراحی میکند.
این اثر نمونه بسیار خوبی از استفاده برشت از داستانهای تمثیلی برای طرح پرسشهای اخلاقی و انسانی است.
زن نیک سچوان (Der gute Mensch von Sezuan / The Good Person of Szechwan) – ۱۹۴۳
«زن نیک سچوان» یا «مردم خوب سچوان» یکی از نمایشنامههای مهم برشت است.
داستان درباره زنی به نام شن ته است که تلاش میکند در شرایط دشوار، انسان خوبی باقی بماند.
برشت در این نمایش پرسش مهمی را مطرح میکند: آیا انسان میتواند همیشه خوب بماند، وقتی شرایط زندگی او را تحت فشار قرار میدهد؟
این اثر با استفاده از داستانی تمثیلی، مسئله انتخاب اخلاقی و دشواری حفظ ارزشهای انسانی را بررسی میکند.
آقای پونتیلا و نوکرش ماتی (Herr Puntila und sein Knecht Matti / Mr Puntila and His Man Matti) – ۱۹۴۸
«آقای پونتیلا و نوکرش ماتی» یکی از نمایشنامههای شناختهشده برشت است که در دوره تبعید او شکل گرفت.
نمایش رابطه میان صاحبکار و خدمتکارش را با طنز و نگاه انتقادی دنبال میکند و تفاوت رفتار شخصیت اصلی در موقعیتهای مختلف، بخش مهمی از داستان را تشکیل میدهد.
این اثر در سالهای بعد به یکی از نمایشنامههای مهم در کارنامه برشت تبدیل شد و در فعالیتهای نمایشی گروه او نیز اجرا شد.
صعود مقاومتپذیر آرتورو اوی (Der aufhaltsame Aufstieg des Arturo Ui / The Resistible Rise of Arturo Ui) – ۱۹۵۸
«صعود مقاومتپذیر آرتورو اوی» نمایشنامهای تمثیلی است که برشت آن را در سال ۱۹۴۱ نوشت، اما نخستین اجرای آن پس از مرگ نویسنده و در سال ۱۹۵۸ انجام شد.
داستان در قالبی استعاری روایت میشود و شخصیت اصلی آن، آرتورو اوی، در فضایی شبیه دنیای تبهکاران تلاش میکند قدرت بیشتری به دست آورد.
برشت از این ساختار تمثیلی برای نشان دادن چگونگی رشد قدرت و پیامدهای آن استفاده کرده است. این نمایشنامه از آثار مهم دوره تبعید او محسوب میشود.
داستانهای تقویمی (Kalendergeschichten / Calendar Stories) – ۱۹۴۹
«داستانهای تقویمی» مجموعهای از داستانها و روایتهای کوتاه برشت است.
در این نوشتهها، او از روایتهای ساده و گاهی طنزآمیز برای بیان نکات اخلاقی و انسانی استفاده میکند.
این مجموعه نشان میدهد که فعالیت ادبی برشت تنها به نمایشنامه محدود نبود و او در داستان کوتاه و شعر نیز توانایی قابل توجهی داشت. این اثر در فهرست آثار منتشرشده برشت قرار دارد.
شعرهای برتولت برشت
برشت علاوه بر نمایشنامهنویس، شاعر مهمی نیز بود.
شعرهای او معمولاً کوتاه، مستقیم و تصویری هستند و بسیاری از آنها با زندگی روزمره، تجربه انسان، سفر، جنگ، طبیعت و مسائل اخلاقی ارتباط دارند.
یکی از ویژگیهای شعر برشت همان ویژگیای است که در نمایشنامههایش نیز دیده میشود: او تلاش میکند خواننده تنها احساس نکند، بلکه به معنای آنچه میخواند نیز فکر کند.
سالهای تبعید
در سال ۱۹۳۳ برشت آلمان را ترک کرد و سالهای بعد را در کشورهای مختلف اروپا و سپس آمریکا گذراند. او ابتدا به کشورهای اسکاندیناوی رفت و سرانجام در سال ۱۹۴۱ به ایالات متحده رسید. در دوره تبعید، تعدادی از مهمترین نمایشنامههای خود را نوشت.
در این دوره آثاری مانند «مادر کوراژ و فرزندانش»، «زندگی گالیله»، «دایره گچی قفقازی» و «صعود مقاومتپذیر آرتورو اوی» شکل گرفتند یا تکمیل شدند.
این سالها برای فعالیت ادبی برشت بسیار مهم بودند و بسیاری از آثار پخته او حاصل همین دوره هستند.
بازگشت به اروپا و برلینر آنسامبل
برشت در سال ۱۹۴۷ پس از حضور در ایالات متحده به اروپا بازگشت و مدتی در سوئیس اقامت داشت.
در سال ۱۹۴۸ به برلین شرقی رفت و در سال ۱۹۴۹ همراه با همسرش هلنه وایگل گروه تئاتری برلینر آنسامبل را بنیان گذاشت. این گروه بعدها به یکی از مهمترین مراکز تئاتر برشتی در جهان تبدیل شد.
برشت در این گروه علاوه بر نمایشنامهنویسی، در کارگردانی و آموزش بازیگران نیز نقش داشت. اجرای آثار او در برلینر آنسامبل باعث شد روشهای تئاتری او به شکل منسجمتری توسعه پیدا کند.
در سال ۱۹۵۴ این گروه به تئاتر آم شیفباوِردام (Theater am Schiffbauerdamm) منتقل شد؛ مکانی که بعدها به یکی از نمادهای مهم میراث تئاتری برشت تبدیل شد.
جوایز و افتخارات
برشت در طول زندگی خود جوایز و افتخارات متعددی دریافت کرد و آثارش در کشورهای مختلف مورد توجه قرار گرفتند.
از جمله افتخارات او میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- جایزه کلایست (Kleist Prize) – ۱۹۲۲
- جایزه ملی آلمان شرقی – ۱۹۵۱
- جایزه استالین برای صلح و تفاهم میان ملتها – ۱۹۵۴
علاوه بر این، آثار و شیوه تئاتری او در دهههای بعد در بسیاری از کشورهای جهان مورد توجه قرار گرفت و تأثیر قابلتوجهی بر نمایشنامهنویسان، کارگردانان و نظریهپردازان تئاتر گذاشت.
سالهای پایانی زندگی
برشت در سالهای پایانی زندگی بیشتر وقت خود را صرف فعالیتهای تئاتری و توسعه برلینر آنسامبل کرد.
او علاوه بر اجرای آثار خودش، روی نمایشنامههای نویسندگان دیگر نیز کار میکرد و به آموزش بازیگران و کارگردانان جوان توجه داشت.
برلینر آنسامبل در همین دوره به یکی از مهمترین مراکز معرفی روش تئاتری او تبدیل شد و اجراهای این گروه در اروپا توجه زیادی را به خود جلب کردند.
درگذشت برتولت برشت
برتولت برشت در ۱۴ اوت ۱۹۵۶ در برلین درگذشت. او هنگام مرگ ۵۸ ساله بود. منابع تاریخی علت مرگ او را حمله قلبی گزارش کردهاند.
او در حالی از دنیا رفت که همچنان یکی از چهرههای مهم تئاتر آلمان محسوب میشد و بسیاری از مهمترین آثارش در صحنههای تئاتر اروپا اجرا میشدند.
میراث ادبی و تئاتری برتولت برشت
میراث برشت بسیار فراتر از چند نمایشنامه مشهور است. او شیوهای تازه برای ارتباط میان نمایشنامه، بازیگری، موسیقی، روایت و مخاطب ایجاد کرد.
تئاتر حماسی و مفهوم فاصلهگذاری او تأثیر زیادی بر نسلهای بعدی کارگردانان و نمایشنامهنویسان گذاشت. بسیاری از تئاترهای مدرن جهان همچنان از تکنیکهایی استفاده میکنند که برشت در آثار خود توسعه داد.
نمایشنامههایی مانند «اپرای سهپولی»، «مادر کوراژ و فرزندانش»، «زندگی گالیله» و «دایره گچی قفقازی» نیز همچنان در تئاترهای مختلف جهان اجرا میشوند.
یکی از مهمترین دلایل ماندگاری آثار برشت این است که او مخاطب را تنها تماشاگر داستان نمیدانست؛ بلکه از او میخواست درباره آنچه روی صحنه میبیند، فکر و قضاوت کند.
چرا باید آثار برتولت برشت را خواند؟
اگر به نمایشنامه، تئاتر مدرن و ادبیات نمایشی علاقه دارید، آثار برشت میتوانند تجربهای متفاوت از مطالعه یک نمایشنامه معمولی باشند.
برای شروع، «اپرای سهپولی» انتخاب مناسبی است؛ زیرا هم داستان جذابی دارد و هم نمونهای روشن از همکاری برشت با موسیقی و شیوه روایی اوست.
«مادر کوراژ و فرزندانش» برای آشنایی با نمایشنامههای جدیتر او انتخاب مناسبی است و «زندگی گالیله» نیز برای کسانی که به داستانهای تاریخی و پرسشهای مربوط به دانش و مسئولیت علاقه دارند، گزینه جذابی محسوب میشود.
اگر به داستانهای تمثیلی علاقه دارید، «دایره گچی قفقازی» نیز یکی از بهترین آثار برای ورود به دنیای تئاتری برشت است.
جمعبندی
برتولت برشت یکی از مهمترین چهرههای تئاتر قرن بیستم بود؛ نویسندهای که تلاش کرد رابطه میان تماشاگر و نمایش را تغییر دهد و تئاتر را به تجربهای برای اندیشیدن تبدیل کند.
از «بعل» و «طبلها در شب» در سالهای آغازین فعالیتش تا «اپرای سهپولی»، «مادر کوراژ و فرزندانش»، «زندگی گالیله» و «دایره گچی قفقازی»، آثار او نشاندهنده مسیر طولانی و متفاوتی در ادبیات نمایشی هستند.
برشت در ۱۴ اوت ۱۹۵۶ در برلین درگذشت، اما شیوه تئاتری او همچنان زنده است. امروزه نام او نه فقط به عنوان یک نمایشنامهنویس، بلکه به عنوان یکی از مهمترین نظریهپردازان و نوآوران تئاتر مدرن شناخته میشود.
جملات منتخب از کتاب
1 موردنقلهای منتخب
4 موردریشه اعتقادات
از آن آنجایی خشک میشوند که
بخواهند تحمیلش کنند!
آن که از دشمن سخن میگوید،
خود دشمن است…
کسی که میجنگد، ممکن است شکست بخورد.
کسی که نمیجنگد، از قبل شکست خورده است.
فراموش کردن کسی که دوستش داری
مثل به خاطر آوردن کسی است که
هرگز او را ندیدهای.