هاینریش بل Heinrich Boll
نام اصلی: هاینریش تئودور بُل
ملیت: آلمانی
شغل: نویسنده
زاده: 21 December, 1917 برابر با ۳۰ آذر ۱۲۹۶
درگذشت: 16 July, 1985 برابر با ۲۵ تیر ۱۳۶۴
آخرین بروزرسانی: ۱۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۶

بیوگرافی هاینریش بُل | از ویرانه‌های جنگ تا قله‌های ادبیات جهان

هاینریش تئودور بُل (Heinrich Theodor Böll) نویسنده آلمانی، رمان‌نویس، داستان‌کوتاه‌نویس و یکی از مهم‌ترین چهره‌های ادبیات آلمان پس از جنگ جهانی دوم بود. او در ۲۱ دسامبر ۱۹۱۷ در شهر کلن به دنیا آمد و در ۱۶ ژوئیه ۱۹۸۵ در لانگنبرویش درگذشت.

بُل بخش مهمی از تجربه نسل خود را از خلال ادبیات روایت کرد؛ نسلی که جنگ، ویرانی، فقدان و دشواری بازسازی زندگی پس از جنگ را تجربه کرده بود. آثار او اغلب به زندگی انسان‌های معمولی می‌پردازند و در آنها موضوعاتی مانند جنگ، وجدان، فقر، تنهایی، اخلاق، ایمان، خانواده و مسئولیت فرد در جامعه دیده می‌شود.

او در سال ۱۹۷۲ جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد. آکادمی نوبل دلیل اعطای این جایزه را توانایی او در ارائه تصویری گسترده از زمانه خود و مهارت حساسش در شخصیت‌پردازی و نقش او در نوسازی ادبیات آلمان عنوان کرد.

کودکی و خانواده

هاینریش بُل در خانواده‌ای پرجمعیت در کلن متولد شد و ششمین فرزند ویکتور بُل، نجار و مجسمه‌ساز، و ماریا بُل بود. خانواده او پیشینه‌ای کاتولیکی داشت و از نظر فکری با نظام نازی و فضای سیاسی حاکم بر آلمان آن دوره همدل نبود.

بُل دوران کودکی و نوجوانی خود را در کلن گذراند و از سال ۱۹۲۸ در دبیرستان انسان‌گرای کایزر ویلهلم تحصیل کرد. او در سال ۱۹۳۷ دیپلم گرفت و پس از آن مدتی در یک کتاب‌فروشی در بن به عنوان کارآموز مشغول شد.

علاقه به ادبیات

علاقه بُل به ادبیات از سال‌های نوجوانی شکل گرفت. او از همان دوران به مطالعه و نوشتن علاقه داشت و پس از پایان مدرسه تلاش کرد مسیر خود را در حوزه کتاب و ادبیات دنبال کند.

کار در کتاب‌فروشی نیز او را بیشتر با ادبیات و دنیای کتاب آشنا کرد، اما این دوره چندان طولانی نبود. در سال ۱۹۳۸ کارآموزی خود را رها کرد و مدتی بعد نخستین تلاش‌های جدی خود برای نویسندگی را آغاز کرد.

تحصیل در دانشگاه

بُل در سال ۱۹۳۹ تحصیل در رشته زبان و ادبیات آلمانی و ادبیات کلاسیک را در دانشگاه کلن آغاز کرد، اما با آغاز جنگ جهانی دوم تحصیلاتش متوقف شد.

او در همان سال به خدمت نظامی فراخوانده شد و تا سال ۱۹۴۵ در ارتش آلمان خدمت کرد. در طول جنگ در جبهه‌های مختلف حضور داشت و در نهایت در سال ۱۹۴۵ به اسارت نیروهای آمریکایی درآمد.

تجربه جنگ و تأثیر آن بر نویسندگی

جنگ جهانی دوم تأثیری عمیق بر جهان‌بینی ادبی بُل گذاشت.

او جنگ را نه از زاویه قهرمانان بزرگ و پیروزی‌های نظامی، بلکه بیشتر از نگاه انسان‌های عادی، سربازان، خانواده‌ها و قربانیان روایت می‌کرد.

تجربه مستقیم او از جنگ بعدها به یکی از پایه‌های اصلی آثارش تبدیل شد. در داستان‌های اولیه‌اش، ویرانی، مرگ، بیهودگی جنگ و دشواری بازگشت به زندگی عادی پس از آن حضوری پررنگ دارند.

بازگشت به کلن و آغاز نویسندگی

بُل پس از پایان جنگ و آزادی از اسارت در سال ۱۹۴۵ به کلن بازگشت.

او مدتی تحصیلات خود را از سر گرفت و سرانجام در سال ۱۹۴۸ به عنوان نویسنده‌ای آزاد فعالیت حرفه‌ای خود را آغاز کرد.

در سال‌های نخست پس از جنگ، داستان‌های کوتاه و نوشته‌های او به تدریج مورد توجه قرار گرفتند. تجربه جنگ و زندگی دشوار مردم آلمان پس از آن، موضوع اصلی بسیاری از آثار اولیه او بود.

نخستین موفقیت‌های ادبی

نخستین آثار مهم بُل در اواخر دهه ۱۹۴۰ منتشر شدند. «قطار به‌موقع رسید» در سال ۱۹۴۹ و مجموعه داستان «مسافر، اگر به اسپا می‌روی...» در سال ۱۹۵۰ منتشر شدند.

این آثار نشان دادند که بُل قصد دارد تصویری متفاوت از جنگ و پیامدهای آن ارائه کند؛ تصویری که در آن انسان‌ها بیشتر از آنکه قهرمان باشند، قربانی شرایط تاریخی و اخلاقی زمانه خود هستند.

ادبیات آلمان پس از جنگ

هاینریش بُل به یکی از نمایندگان اصلی ادبیات آلمان پس از جنگ تبدیل شد.

او در آثارش به سراغ جامعه‌ای رفت که تلاش می‌کرد پس از ویرانی جنگ دوباره زندگی خود را بسازد. اما از نگاه او، بازسازی ساختمان‌ها الزاماً به معنای حل شدن زخم‌های روحی و اخلاقی جامعه نبود.

به همین دلیل، بسیاری از رمان‌های او به بررسی فاصله میان ظاهر یک جامعه بازسازی‌شده و زخم‌های پنهان انسان‌های آن می‌پردازند.

گروه ۴۷ و تثبیت جایگاه ادبی

بُل در دهه ۱۹۵۰ به یکی از چهره‌های مهم ادبیات جدید آلمان تبدیل شد و در محافل ادبی آن دوره حضور داشت.

او در سال ۱۹۵۱ جایزه گروه ۴۷ را برای داستان «گوسفندان سیاه» دریافت کرد. این موفقیت به تثبیت جایگاه او در نسل جدید نویسندگان آلمانی کمک کرد.

در دهه ۱۹۵۰، بُل چندین اثر مهم منتشر کرد و به تدریج شهرت او از مرزهای آلمان فراتر رفت.

سفر به ایرلند

ایرلند جایگاه ویژه‌ای در زندگی و آثار بُل پیدا کرد.

او نخستین بار در سال ۱۹۵۴ به ایرلند سفر کرد و این سفر تأثیر عمیقی بر او گذاشت. بعدها بارها به این کشور بازگشت و تجربه‌های خود را در کتاب «دفترچه یادداشت ایرلندی» ثبت کرد.

ایرلند برای بُل تنها یک مقصد سفر نبود؛ او در فرهنگ، طبیعت و زندگی مردم آنجا چیزی یافت که با برخی دغدغه‌های انسانی و ادبی خودش ارتباط داشت.

زندگی شخصی

هاینریش بُل در سال ۱۹۴۲ با آنماری چخ ازدواج کرد. آنماری مترجم بود و بعدها در ترجمه برخی آثار ادبی نیز با او همکاری داشت.

آنها چند فرزند داشتند. یکی از فرزندانشان، کریستوف، در سال ۱۹۴۵ درگذشت و فرزند دیگرشان، رایموند، در سال ۱۹۸۲ از دنیا رفت.

خانواده و زندگی شخصی بُل در شکل‌گیری برخی دغدغه‌های انسانی آثار او نقش داشتند؛ به‌ویژه توجه او به فقدان، خانواده و آسیب‌های ناشی از جنگ.

شهرت جهانی

در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، آثار بُل به زبان‌های مختلف ترجمه شدند و او به یکی از شناخته‌شده‌ترین نویسندگان آلمانی در خارج از کشور تبدیل شد.

رمان‌ها و داستان‌های او به دلیل زبان نسبتاً ساده، شخصیت‌های انسانی و توجه به مسائل اخلاقی توانستند مخاطبان گسترده‌ای پیدا کنند. آثارش در نهایت به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شدند.

هاینریش بُل و جایزه گئورگ بوشنر

در سال ۱۹۶۷ بُل یکی از مهم‌ترین افتخارات ادبی آلمان، یعنی جایزه گئورگ بوشنر، را دریافت کرد.

این جایزه جایگاه او را به عنوان یکی از برجسته‌ترین نویسندگان آلمانی نسل پس از جنگ تثبیت کرد.

دریافت جایزه نوبل ادبیات

در سال ۱۹۷۲، هاینریش بُل برنده جایزه نوبل ادبیات شد.

آکادمی نوبل او را به دلیل نوشته‌هایی که با نگاهی گسترده به زمانه و مهارتی حساس در شخصیت‌پردازی، به نوسازی ادبیات آلمان کمک کرده بودند شایسته این جایزه دانست.

این جایزه او را به یکی از شناخته‌شده‌ترین نویسندگان آلمانی قرن بیستم در سطح جهان تبدیل کرد.

بُل و فعالیت‌های اجتماعی

بُل فقط در حوزه ادبیات فعالیت نمی‌کرد و در سال‌های بعد از جنگ، درباره مسائل اجتماعی و انسانی نیز موضع می‌گرفت.

در سال ۱۹۷۰ به ریاست مرکز PEN آلمان غربی و در سال ۱۹۷۱ به ریاست انجمن بین‌المللی PEN رسید.

فعالیت‌های اجتماعی او باعث شد گاهی آثار و شخصیت عمومی‌اش فراتر از ادبیات مورد بحث قرار گیرد، اما در مرکز نوشته‌های او همچنان دغدغه انسان، آزادی، مسئولیت اخلاقی و حفظ کرامت فرد قرار داشت.

رمان «تصویر گروهی با بانو»

یکی از مهم‌ترین نقاط اوج کارنامه بُل، انتشار «تصویر گروهی با بانو» در سال ۱۹۷۱ بود.

این رمان تصویری گسترده از جامعه آلمان در دهه‌های پس از جنگ ارائه می‌کند و با روایت زندگی شخصیت اصلی، تاریخ و تحولات اجتماعی چندین دهه را دنبال می‌کند. این اثر یکی از مهم‌ترین دلایل توجه جهانی به بُل در سال‌های منتهی به دریافت نوبل بود.

«آبروی از دست‌رفته کاترینا بلوم»

در سال ۱۹۷۴ بُل به همراه المر ت. کوپیت رمان «آبروی از دست‌رفته کاترینا بلوم» را منتشر کرد.

این اثر داستان زنی را روایت می‌کند که زندگی شخصی‌اش تحت تأثیر فشار رسانه‌ای و انتشار اطلاعات نادرست قرار می‌گیرد. کتاب از مشهورترین آثار بُل است و به موضوعاتی مانند رسانه، خشونت، آبروی فردی و تأثیر افکار عمومی می‌پردازد.

سال‌های پایانی زندگی

در دهه ۱۹۸۰، بُل همچنان به نوشتن ادامه داد و علاوه بر آثار ادبی، نوشته‌های خاطره‌ای و اجتماعی نیز منتشر کرد.

در سال ۱۹۸۱ کتاب خودزندگی‌نامه‌ای «از این پسر چه خواهد شد؟ یا کاری با کتاب‌ها» منتشر شد که دوران مدرسه و نوجوانی او در سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۳۷ را بازتاب می‌دهد.

در سال ۱۹۸۵ نیز آخرین رمان او، «زنان در منظره رودخانه»، منتشر شد.

هاینریش بُل در ۱۶ ژوئیه ۱۹۸۵ در خانه خود در لانگنبرویش در منطقه ایفل درگذشت و چند روز بعد در مِرتن در نزدیکی کلن به خاک سپرده شد.

سبک نویسندگی هاینریش بُل

سبک بُل معمولاً ساده، انسانی و به دور از پیچیدگی‌های زبانی افراطی است. او بیشتر از آنکه بخواهد با زبان خودنمایی کند، تلاش می‌کند شخصیت‌ها و موقعیت‌های اخلاقی را در مرکز داستان قرار دهد.

یکی از ویژگی‌های مهم آثار او، توجه به انسان‌های معمولی است؛ کسانی که در شرایط تاریخی دشوار مجبورند با انتخاب‌های اخلاقی و پیامدهای تصمیم‌های خود روبه‌رو شوند.

ویژگی‌های مهم سبک بُل

  • روایت ساده و واقع‌گرایانه
  • شخصیت‌پردازی انسانی و چندلایه
  • توجه به پیامدهای جنگ
  • بررسی وجدان و مسئولیت اخلاقی
  • توجه به خانواده و روابط انسانی
  • طنز ظریف و گاه تلخ
  • نقد ریاکاری و ظاهرگرایی
  • توجه به انسان‌های عادی
  • ترکیب مسائل شخصی و اجتماعی

جنگ در آثار هاینریش بُل

جنگ یکی از مهم‌ترین زمینه‌های ادبی آثار بُل است، اما او معمولاً جنگ را از منظر پیامدهای انسانی آن بررسی می‌کند.

در داستان‌های او، جنگ فقط مجموعه‌ای از نبردها و وقایع تاریخی نیست؛ بلکه تجربه‌ای است که می‌تواند زندگی، خانواده، شخصیت و آینده انسان را برای همیشه تغییر دهد.

به همین دلیل، بسیاری از آثار اولیه او در شکل‌گیری ادبیات آلمان پس از جنگ اهمیت ویژه‌ای پیدا کردند.

انسان معمولی در مرکز داستان

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آثار بُل این است که شخصیت‌های اصلی او اغلب افراد مشهور یا قدرتمند نیستند.

او به سربازان، کارگران، خانواده‌ها، زنان، افراد شکست‌خورده و کسانی می‌پردازد که در حاشیه روایت‌های رسمی تاریخ قرار گرفته‌اند.

از نگاه بُل، ارزش ادبیات در این است که بتواند صدای انسان‌هایی را بشنود که معمولاً در روایت‌های بزرگ تاریخی شنیده نمی‌شوند.

آثار مهم هاینریش بُل

قطار به‌موقع رسید (Der Zug war pünktlich / The Train Was on Time) – ۱۹۴۹

یکی از نخستین آثار مهم بُل که تجربه جنگ را از نگاه یک سرباز روایت می‌کند. داستان فضای سنگین انتظار، ترس و احساس بیهودگی جنگ را به تصویر می‌کشد.

مسافر، اگر به اسپا می‌روی... (Wanderer, kommst du nach Spa...) – ۱۹۵۰

مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه درباره جنگ و پیامدهای آن که از آثار مهم ادبیات ضدجنگ بُل محسوب می‌شود. عنوان اثر به عبارتی مشهور از شاعر یونان باستان، سیمونیدس، اشاره دارد.

آدم کجا بودی؟ (?Wo warst du, Adam) – ۱۹۵۱

رمانی درباره روزهای پایانی جنگ جهانی دوم که زندگی چند شخصیت را در موقعیت‌های مختلف جنگی دنبال می‌کند. اثر تصویری تلخ از بی‌رحمی و بیهودگی جنگ ارائه می‌دهد.

و کلمه‌ای نگفت (Und sagte kein einziges Wort) – ۱۹۵۳

رمانی درباره یک زوج که زیر فشار فقر و مشکلات زندگی پس از جنگ از یکدیگر فاصله گرفته‌اند. بُل در این اثر تأثیر شرایط اجتماعی بر روابط عاطفی و خانوادگی را بررسی می‌کند.

خانه بی‌نگهبان (Haus ohne Hüter) – ۱۹۵۴

داستان دو خانواده که جنگ زندگی آنها را تحت تأثیر قرار داده است. فقدان پدر و تأثیر آن بر کودکان و خانواده، از محورهای اصلی رمان است.

نان سال‌های نخست (Das Brot der frühen Jahre) – ۱۹۵۵

رمانی درباره جوانی که پس از سال‌های سخت جنگ و فقر، در آستانه تغییری در زندگی خود قرار می‌گیرد. نان و نیازهای ابتدایی زندگی در این اثر به نمادی از فقر، محرومیت و ارزش‌های انسانی تبدیل می‌شوند.

دفترچه یادداشت ایرلندی (Irisches Tagebuch) – ۱۹۵۷

روایتی از سفر بُل به ایرلند که در آن طبیعت، مردم، فرهنگ و زندگی روزمره این کشور با نگاه شخصی نویسنده توصیف می‌شود. این کتاب از مشهورترین آثار غیرداستانی اوست.

بیلیارد در ساعت نه و نیم (Billard um halb zehn) – ۱۹۵۹

یکی از مهم‌ترین رمان‌های بُل که زندگی سه نسل از یک خانواده را در آلمان طی چند دهه دنبال می‌کند. معماری، خاطره و تاریخ در کنار زندگی شخصیت‌ها قرار می‌گیرند و تصویری گسترده از تغییرات جامعه ارائه می‌دهند.

عقاید یک دلقک (Ansichten eines Clowns) – ۱۹۶۳

یکی از مشهورترین رمان‌های هاینریش بُل که داستان هانس شنیر، یک دلقک حرفه‌ای را روایت می‌کند؛ مردی که پس از شکست عاطفی و حرفه‌ای، با تنهایی و بحران‌های شخصی خود روبه‌رو می‌شود.

پایان یک مأموریت (Ende einer Dienstfahrt) – ۱۹۶۶

رمانی با رویکردی طنزآمیز درباره یک پرونده قضایی و زندگی دو مرد جوان. بُل در این اثر از یک ماجرای ظاهراً ساده برای بررسی تناقض‌های اجتماعی و اخلاقی استفاده می‌کند.

تصویر گروهی با بانو (Gruppenbild mit Dame) – ۱۹۷۱

یکی از مهم‌ترین آثار بُل و رمانی گسترده درباره زندگی یک زن و جامعه‌ای که در اطراف او تغییر می‌کند. این اثر در بررسی تاریخ اجتماعی آلمان پس از جنگ جایگاه ویژه‌ای دارد و در دوره دریافت نوبل از آثار کلیدی کارنامه او بود.

آبروی از دست‌رفته کاترینا بلوم (Die verlorene Ehre der Katharina Blum) – ۱۹۷۴

رمانی درباره زنی که در اثر فشار رسانه‌ای و روایت‌های تحریف‌شده از زندگی‌اش، با پیامدهای سنگینی روبه‌رو می‌شود. این اثر یکی از شناخته‌شده‌ترین کتاب‌های بُل درباره رسانه، خشونت و نابودی حریم خصوصی است.

محاصره مراقبتی (Fürsorgliche Belagerung) – ۱۹۷۹

رمانی درباره خانواده‌ای ثروتمند که در شرایط امنیتی پیچیده‌ای قرار می‌گیرد. بُل در این اثر به ترس، امنیت، آزادی فردی و تأثیر فضای اجتماعی بر زندگی خصوصی می‌پردازد.

از این پسر چه خواهد شد؟ یا کاری با کتاب‌ها (Was soll aus dem Jungen bloß werden? Oder: Irgendwas mit Büchern) – ۱۹۸۱

اثری خودزندگی‌نامه‌ای درباره دوران کودکی و نوجوانی بُل در سال‌های پیش از جنگ. کتاب رابطه او با مدرسه، خانواده، کتاب و فضای اجتماعی آن دوران را بازتاب می‌دهد.

میراث یک سرباز (Das Vermächtnis) – ۱۹۸۲

رمانی که بُل آن را در سال‌های پس از جنگ نوشته بود اما انتشار آن به دهه ۱۹۸۰ رسید. داستان از تجربه سربازان در جنگ و پیامدهای انسانی آن سخن می‌گوید.

زنان در منظره رودخانه (Frauen vor Flußlandschaft) – ۱۹۸۵

آخرین رمان منتشرشده بُل که تصویری انتقادی از جامعه آلمان غربی و مناسبات قدرت در آن ارائه می‌کند. این اثر آخرین پروژه بزرگ داستانی او بود که پیش از مرگش به پایان رسید.

جوایز و افتخارات

هاینریش بُل در طول زندگی ادبی خود جوایز متعددی دریافت کرد. از مهم‌ترین آنها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • جایزه گروه ۴۷ – ۱۹۵۱
  • جایزه گئورگ بوشنر – ۱۹۶۷
  • جایزه نوبل ادبیات – ۱۹۷۲
  • دکترای افتخاری چندین دانشگاه – ۱۹۷۳
  • شهروند افتخاری کلن – ۱۹۸۳
  • نشان هنر و ادبیات فرانسه – ۱۹۸۴

میراث ادبی هاینریش بُل

هاینریش بُل یکی از مهم‌ترین نویسندگان آلمان پس از جنگ جهانی دوم محسوب می‌شود. آثار او نه‌تنها در آلمان، بلکه در کشورهای مختلف جهان خوانده شده و به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده‌اند.

اهمیت او تنها به روایت جنگ محدود نمی‌شود. بُل تلاش کرد از طریق ادبیات درباره کرامت انسان، وجدان، آزادی، مسئولیت و امکان حفظ انسانیت در شرایط دشوار سخن بگوید.

او ادبیات را ابزاری برای فرار از واقعیت نمی‌دانست؛ بلکه از داستان برای نگاه کردن به واقعیت‌هایی استفاده می‌کرد که جامعه گاهی ترجیح می‌دهد آنها را نبیند.

چرا باید آثار هاینریش بُل را خواند؟

اگر به ادبیات واقع‌گرایانه، داستان‌های انسانی و آثاری درباره تأثیر جنگ و جامعه بر زندگی افراد علاقه دارید، بُل یکی از نویسندگانی است که ارزش خواندن دارد.

«قطار به‌موقع رسید» و «مسافر، اگر به اسپا می‌روی...» برای آشنایی با نگاه ضدجنگ او مناسب‌اند. برای ورود به رمان‌های اجتماعی او می‌توان «بیلیارد در ساعت نه و نیم» یا «تصویر گروهی با بانو» را انتخاب کرد و «دلقک» و «آبروی از دست‌رفته کاترینا بلوم» نیز از شناخته‌شده‌ترین آثار او هستند.

جمع‌بندی

هاینریش بُل نویسنده‌ای بود که از دل ویرانه‌های جنگ، ادبیاتی انسانی و اخلاق‌محور ساخت. او به جای قهرمان‌سازی از جنگ، به سراغ انسان‌هایی رفت که در میان خشونت، فقر، فقدان و تغییرات اجتماعی تلاش می‌کردند زندگی خود را دوباره بسازند.

از نخستین داستان‌های جنگی او تا رمان‌هایی مانند «بیلیارد در ساعت نه و نیم»، «دلقک»، «تصویر گروهی با بانو» و «آبروی از دست‌رفته کاترینا بلوم»، یک دغدغه در آثارش پیوسته تکرار می‌شود: انسان چگونه می‌تواند در جهانی پر از فشار و تناقض، انسانیت خود را حفظ کند؟

همین نگاه انسانی و توانایی او در تبدیل تجربه یک نسل به ادبیاتی فراتر از مرزهای آلمان، جایگاه هاینریش بُل را در ادبیات جهان تثبیت کرد.

مشاهیر هاینریش بُل

جملات منتخب از کتاب

3 مورد

این اشتباه خود ما بود که درباره‌ی این لحظه با دیگران صحبت کردیم و قصد داشتیم آن را به عنوان لحظه‌ای به یاد ماندنی به ثبت برسانیم. می‌توانستیم خودمان از این واقعیتی که اتفاق افتاده بود لذت ببریم… 

و حتی یک کلمه هم نگفت

همه چيز می‌تواند مرا خوشحال کند؛ اما، هيچ چيز نمی‌تواند غم مرا ببرد!

هنوز هم که هنوز است اظهار ادب در مقابله با یک فرد بی ادب ، مطمئن ترین راه تحقیر اوست…

نقل‌های منتخب

2 مورد
نقل‌قول

لحظاتی وجود دارند که تکرار آنها 
ممکن نیست.

نقل‌قول

هرگز نباید سعی در تکرار لحظات داشت،
باید آن ها را همان گونه که یک بار اتفاق افتاده‌اند
فقط تنها به خاطر آورد…

کتاب‌های هاینریش بُل

2 کتاب