بیوگرافی امیلی برونته | نویسندهای که با «بلندیهای بادگیر» طوفان عشق و تنهایی را جاودانه کرد
امیلی برونته (Emily Brontë) نویسنده و شاعر انگلیسی و یکی از چهرههای ماندگار ادبیات کلاسیک جهان بود. او بیش از هر چیز به خاطر تنها رمانش، «بلندیهای بادگیر»، شناخته میشود؛ اثری که در زمان انتشار با واکنشهای متفاوتی روبهرو شد، اما بعدها به یکی از مهمترین رمانهای ادبیات انگلیسی تبدیل شد.
زندگی امیلی بسیار کوتاه بود و تنها ۳۰ سال ادامه داشت؛ با این حال، همین زندگی کوتاه برای خلق اثری کافی بود که بیش از یک قرن و نیم پس از انتشار همچنان درباره عشق، انتقام، تنهایی، طبقه اجتماعی و طبیعت در آن بحث شود.
امیلی در کنار نویسندگی، شاعر نیز بود و بیش از ۲۰۰ شعر از او شناخته شده است. بیشتر این اشعار در زمان حیاتش منتشر نشدند و بخش مهمی از میراث شعری او بعدها گردآوری و منتشر شد.
کودکی و خانواده
امیلی جین برونته در ۳۰ ژوئیه ۱۸۱۸ در روستای تورنتون در یورکشایر انگلستان به دنیا آمد. او پنجمین فرزند از شش فرزند پاتریک برونته و ماریا برانول برونته بود. پدرش کشیش کلیسای انگلستان بود.
خواهران و برادران او عبارت بودند از ماریا، الیزابت، شارلوت، برانوِل و آن. بعدها سه خواهر خانواده، یعنی شارلوت، امیلی و آن برونته، به نویسندگانی مشهور تبدیل شدند و نام خانواده برونته را در تاریخ ادبیات انگلیس ماندگار کردند.
امیلی تنها چند سال فرصت داشت مادرش را بشناسد. ماریا برانول در سال ۱۸۲۱، زمانی که امیلی تنها سه سال داشت، درگذشت. پس از مرگ مادر، الیزابت برانول، خواهر ماریا، به خانه خانواده برونته آمد و در مراقبت از کودکان نقش مهمی بر عهده گرفت.
زندگی در هاورث
خانواده برونته در سالهای کودکی امیلی به هاورث (Haworth) نقل مکان کردند؛ روستایی در میان دشتهای مرتفع و بادخیز یورکشایر که بعدها تأثیر زیادی بر فضای ادبی آثار خانواده برونته گذاشت.
محیط اطراف هاورث، با دشتهای وسیع، آبوهوای خشن و چشماندازهای دورافتاده، برای امیلی اهمیت ویژهای داشت. او ارتباط عمیقی با طبیعت برقرار کرده بود و این ارتباط بعدها در شعرها و بهویژه در فضای «بلندیهای بادگیر» انعکاس پیدا کرد.
از دست دادن خواهران
امیلی در سال ۱۸۲۴ همراه خواهرانش به مدرسه دختران روحانیون در کوان بریج فرستاده شد.
شرایط سخت مدرسه و بیماری باعث شد این دوره برای خانواده برونته بسیار تلخ باشد. دو خواهر بزرگتر امیلی، ماریا و الیزابت، پس از ابتلا به بیماری سل در سال ۱۸۲۵ درگذشتند. پس از این اتفاق، امیلی و شارلوت نیز از مدرسه خارج شدند و به هاورث بازگشتند.
این تجربه از نخستین تراژدیهای بزرگ زندگی امیلی بود و مرگ، بیماری و فقدان بعدها به موضوعاتی تکرارشونده در ادبیات خانواده برونته تبدیل شدند.
دنیای خیالی خواهران برونته
پس از بازگشت به خانه، امیلی، شارلوت، آن و برانوِل بیشتر وقت خود را در خانه و در کنار کتابخانه پدر میگذراندند.
آنها برای سرگرمی خود داستانها، شعرها و جهانهای خیالی میساختند. یکی از مهمترین این جهانها گوندال (Gondal) بود؛ سرزمینی خیالی که امیلی و آن نقش ویژهای در خلق و گسترش آن داشتند. بخشی از شعرهای امیلی ریشه در همین جهان خیالی داشت.
این بازیهای ادبی دوران کودکی بعدها به یکی از پایههای شکلگیری تخیل ادبی امیلی تبدیل شد.
علاقه امیلی به شعر
امیلی از دوران جوانی به شعر علاقه داشت و برخلاف تصور رایج، فعالیت ادبی او فقط به «بلندیهای بادگیر» محدود نمیشد.
او شعرهای زیادی سرود و در نوشتههایش موضوعاتی مانند تنهایی، آزادی، طبیعت، مرگ، ایمان، روح و جستوجوی استقلال دیده میشود.
یکی از شناختهشدهترین شعرهای او «روح بزدل من نیست» است که بعدها به یکی از مشهورترین اشعار او تبدیل شد.
تلاش برای کار و استقلال
امیلی برخلاف تصویری که گاهی از او به عنوان فردی کاملاً منزوی ارائه میشود، تلاشهایی برای کار و کسب استقلال مالی نیز داشت.
او مدتی در مدرسهای در هافالی به تدریس پرداخت، اما شرایط کاری برایش دشوار بود و مدت زیادی در آنجا نماند.
در سال ۱۸۴۲ نیز همراه شارلوت به بروکسل رفت تا در مدرسهای شبانهروزی زبان و ادبیات بیاموزد. هدف اصلی این سفر آن بود که خواهران بتوانند بعدها مدرسهای برای خودشان راهاندازی کنند. اما امیلی مدت زیادی نتوانست از خانه دور بماند و پس از مدتی به هاورث بازگشت.
انتشار نخستین اثر ادبی
در سال ۱۸۴۶ امیلی، شارلوت و آن تصمیم گرفتند مجموعهای از شعرهای خود را منتشر کنند.
آنها برای اینکه جنسیت خود را پشت نامهایی بیطرف یا مردانه پنهان کنند، از نامهای مستعار استفاده کردند:
- شارلوت برونته: Currer Bell
- امیلی برونته: Ellis Bell
- آن برونته: Acton Bell
مجموعه شعر آنها با عنوان Poems by Currer, Ellis, and Acton Bell منتشر شد، اما در زمان انتشار موفقیت تجاری چندانی به دست نیاورد و تنها تعداد بسیار محدودی از نسخههای آن فروخته شد.
با وجود این شکست اولیه، سه خواهر تصمیم گرفتند نویسندگی را ادامه دهند و هرکدام به سراغ رمان خود رفتند.
«بلندیهای بادگیر»؛ تنها رمان امیلی برونته
بلندیهای بادگیر (Wuthering Heights) – ۱۸۴۷
مهمترین و در واقع تنها رمان امیلی برونته، «بلندیهای بادگیر»، در سال ۱۸۴۷ منتشر شد.
داستان حول رابطه پیچیده هیتکلیف و کاترین ارنشاو شکل میگیرد؛ رابطهای که با عشق، جدایی، غرور، انتقام و رنج درهمآمیخته است.
رمان در فضای خشن و منزوی دشتهای یورکشایر اتفاق میافتد و طبیعت در آن فقط پسزمینه داستان نیست؛ بلکه تقریباً مانند یک شخصیت مستقل حضور دارد.
ساختار چندلایه روایت، شخصیتهای پیچیده و فضای گوتیک اثر باعث شد «بلندیهای بادگیر» در زمان خود رمانی متفاوت و حتی بحثبرانگیز باشد. برخی منتقدان نخستین انتشار آن را اثری خشن و نامتعارف میدانستند، در حالی که برخی دیگر قدرت و اصالت آن را تحسین کردند.
چرا امیلی برونته «بلندیهای بادگیر» را با نام مستعار منتشر کرد؟
امیلی و خواهرانش در دورهای زندگی میکردند که نویسندگی حرفهای برای زنان با محدودیتها و پیشداوریهای اجتماعی همراه بود.
به همین دلیل، سه خواهر آثارشان را با نامهای مستعار منتشر کردند. امیلی برای «بلندیهای بادگیر» از نام Ellis Bell استفاده کرد.
در نتیجه، برخی خوانندگان و منتقدان تصور میکردند نویسنده کتاب یک مرد است. بعدها هویت واقعی خواهران برونته آشکار شد و مشخص شد که «بلندیهای بادگیر» اثر امیلی برونته بوده است.
واکنش اولیه به «بلندیهای بادگیر»
«بلندیهای بادگیر» در زمان انتشار به اندازه آثار امروزین امیلی مشهور نبود.
برخی منتقدان آن را به دلیل خشونت، شخصیتهای تیره و روابط پیچیدهاش نپذیرفتند. اما در همان حال، برخی دیگر متوجه قدرت و اصالت غیرمعمول رمان شدند.
پس از مرگ امیلی و انتشار آثار بیشتر خانواده برونته، نگاه منتقدان به «بلندیهای بادگیر» به تدریج تغییر کرد. در دهههای بعد، این رمان بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت و در نهایت جایگاه خود را به عنوان یکی از آثار مهم ادبیات انگلیسی تثبیت کرد.
سبک نویسندگی امیلی برونته
سبک امیلی برونته ترکیبی از عاشقانه، گوتیک، تراژدی و توصیف طبیعت است.
او شخصیتهایی خلق میکند که اغلب با احساسات شدید و تضادهای درونی روبهرو هستند. هیتکلیف نمونه برجسته این ویژگی است؛ شخصیتی که عشق، طردشدگی و میل به انتقام، مسیر زندگیاش را شکل میدهند.
یکی از ویژگیهای مهم «بلندیهای بادگیر»، استفاده از چند راوی است. داستان مستقیماً فقط از زبان یک شخصیت نقل نمیشود و روایت از زاویه دید شخصیتهایی مانند لاکوود و نلی دین شکل میگیرد.
مهمترین ویژگیهای ادبی امیلی برونته
- عشق شدید و پیچیده
- تنهایی و انزوا
- انتقام و کینه
- مرگ و فقدان
- طبیعت خشن و آزاد
- شخصیتهای چندلایه
- فضای گوتیک
- تضاد میان عشق و نفرت
- توجه به آزادی فردی
- روایت چندلایه و غیرمستقیم
طبیعت در آثار امیلی برونته
طبیعت جایگاه ویژهای در شعر و داستان امیلی دارد.
دشتهای یورکشایر و فضای اطراف هاورث برای او فقط یک محیط جغرافیایی نبودند. طبیعت در نوشتههایش اغلب با احساسات شخصیتها ارتباط پیدا میکند.
باد، دشت، طوفان و فضای باز در «بلندیهای بادگیر» میتوانند نمادی از آزادی، آشوب، تنهایی و احساسات سرکوبنشده باشند.
به همین دلیل، فضای طبیعی رمان نقشی اساسی در شکلگیری هویت آن دارد.
آیا امیلی برونته واقعاً گوشهگیر بود؟
درباره شخصیت امیلی روایتهای مختلفی وجود دارد. او نسبت به خواهرش شارلوت زندگی خصوصیتری داشت و علاقه زیادی به هاورث و محیط خانه نشان میداد.
با این حال، نباید با اطمینان درباره وضعیت روانی یا ویژگیهای پزشکی او بر اساس روایتهای بعدی قضاوت کرد. برخی منابع عامهپسند تلاش کردهاند برای رفتار و شخصیت او تشخیصهای امروزی مطرح کنند، اما چنین تشخیصهایی درباره شخصیتی متعلق به قرن نوزدهم قابل اتکا نیستند.
آنچه با اطمینان بیشتری میدانیم این است که امیلی به خانه، طبیعت، مطالعه، شعر و زندگی خصوصی خود علاقه داشت و بخش عمده عمر کوتاهش را در هاورث گذراند.
بیماری و سالهای پایانی زندگی
سال ۱۸۴۸ برای خانواده برونته سالی بسیار دشوار بود.
برادر امیلی، برانول برونته، در سپتامبر همان سال درگذشت. مدت کوتاهی بعد وضعیت سلامتی امیلی نیز به شدت وخیم شد.
او به بیماری سل مبتلا شده بود. امیلی در ماههای پایانی زندگی بسیار ضعیف شد، اما همچنان تلاش میکرد فعالیتهای روزمره خود را ادامه دهد. منابع معتبر مرگ او را در نتیجه سل در ۱۹ دسامبر ۱۸۴۸ ثبت کردهاند.
مرگ امیلی برونته
امیلی برونته در ۱۹ دسامبر ۱۸۴۸ در هاورث درگذشت. او هنگام مرگ تنها ۳۰ سال داشت.
مرگ زودهنگام او باعث شد فرصت ادامه نویسندگی را پیدا نکند.
بر اساس گزارش کتابخانه بریتانیا، امیلی رمان دیگری را نیز آغاز کرده بود، اما این اثر پس از مرگ او باقی نماند و نابود شد.
به این ترتیب، میراث داستانی او در نهایت به یک رمان محدود شد؛ اما همان یک رمان برای قرار گرفتن نام او در میان نویسندگان بزرگ ادبیات انگلیسی کافی بود.
آثار مهم امیلی برونته
از امیلی برونته برخلاف خواهرانش آثار داستانی متعددی باقی نمانده است. «بلندیهای بادگیر» تنها رمان اوست و بخش دیگر میراث ادبیاش را شعرهایی تشکیل میدهند که برخی در زمان حیاتش و بسیاری پس از مرگش منتشر شدند. کتابخانه بریتانیا تعداد شعرهای او را بیش از ۲۰۰ قطعه ذکر میکند.
بلندیهای بادگیر (Wuthering Heights) – ۱۸۴۷
تنها رمان امیلی برونته و مشهورترین اثر اوست. داستان عشق پیچیده هیتکلیف و کاترین ارنشاو، همراه با انتقام، مرگ، تنهایی و فضای خشن دشتهای یورکشایر، این اثر را به یکی از ماندگارترین رمانهای ادبیات انگلیسی تبدیل کرده است.
اشعار امیلی برونته
بخش مهمی از میراث ادبی امیلی را شعرهای او تشکیل میدهند. شعرهایش اغلب درباره طبیعت، آزادی، مرگ، ایمان، تنهایی و جهان درونی انسان هستند.
از شناختهشدهترین شعرهای او میتوان به «روح بزدل من نیست» (No Coward Soul Is Mine) اشاره کرد که در مجموعه شعرهای منتشرشده پس از مرگ او نیز جایگاه ویژهای پیدا کرد.
اشعار گوندال
بخشی از شعرهای امیلی به جهان خیالی گوندال مربوط میشوند؛ دنیایی که او و آن برونته در سالهای جوانی خلق کرده بودند.
اگرچه بخش زیادی از نوشتههای مربوط به گوندال از بین رفته است، شماری از شعرهای مرتبط با آن باقی ماندهاند و برای شناخت تخیل ادبی امیلی اهمیت دارند.
میراث ادبی امیلی برونته
شهرت امیلی برونته بیش از هر چیز بر یک اثر استوار است، اما این موضوع از اهمیت ادبی او کم نمیکند.
«بلندیهای بادگیر» در طول زمان بارها مورد اقتباس سینمایی و تلویزیونی قرار گرفته و شخصیتهایی مانند هیتکلیف و کاترین به چهرههایی شناختهشده در فرهنگ ادبی جهان تبدیل شدهاند.
اهمیت این رمان در این است که برخلاف بسیاری از داستانهای عاشقانه، عشق را صرفاً احساسی آرام و ایدهآل نشان نمیدهد. عشق در جهان امیلی برونته میتواند با خشم، مالکیت، انتقام، رنج، غرور و مرگ همراه شود.
همین نگاه پیچیده و گاه تاریک، یکی از دلایلی است که رمان او همچنان برای خوانندگان امروزی جذاب باقی مانده است.
تفاوت امیلی برونته با شارلوت و آن برونته
سه خواهر برونته هر سه نویسنده بودند، اما مسیر ادبی متفاوتی داشتند.
شارلوت برونته بیشتر با «جین ایر» و داستانهایی درباره استقلال، عشق و جایگاه زنان شناخته میشود.
آن برونته در آثاری مانند «اگنس گری» و «مستأجر عمارت وایلدفل» به موضوعات اجتماعی و تجربه زنان توجه بیشتری نشان داد.
اما امیلی برونته با یک رمان بسیار متفاوت، جهانی تیره، خشن و شاعرانه خلق کرد که محور آن عشق، طبیعت، انتقام و کشمکشهای عمیق انسانی است.
همین تفاوت باعث شده هر سه خواهر جایگاه مستقلی در تاریخ ادبیات داشته باشند.
چرا باید «بلندیهای بادگیر» را خواند؟
اگر به داستانهای عاشقانه، گوتیک، تراژیک و شخصیتمحور علاقه دارید، «بلندیهای بادگیر» یکی از آثار مهم ادبیات کلاسیک است.
البته این رمان را نباید صرفاً یک داستان عاشقانه معمولی دانست. رابطه هیتکلیف و کاترین تنها بخشی از داستان است و موضوعاتی مانند انتقام، طبقه اجتماعی، خانواده، قدرت، خشونت، مرگ و طبیعت نیز در آن نقش مهمی دارند.
به همین دلیل، با هر بار خواندن ممکن است بتوان لایه متفاوتی از شخصیتها و روابط آنها را مشاهده کرد.
جمعبندی
امیلی برونته نویسندهای بود که در طول زندگی کوتاه خود تنها یک رمان منتشر کرد، اما همان یک اثر برای ماندگار شدن نام او در ادبیات جهان کافی بود.
«بلندیهای بادگیر» در زمان انتشار با واکنشهای متناقضی روبهرو شد، اما بعدها ارزش ادبی آن بیشتر شناخته شد و به یکی از آثار کلاسیک ادبیات انگلیسی تبدیل شد.
امیلی علاوه بر رمان، بیش از ۲۰۰ شعر از خود به جا گذاشت و در شعرهایش نیز همان علاقه عمیق به طبیعت، آزادی، تنهایی و جهان درونی انسان دیده میشود.
زندگی او در ۳۰ سالگی به پایان رسید، اما ادبیاتش بسیار فراتر از طول زندگیاش ادامه یافت. امیلی برونته نمونهای کمنظیر از نویسندهای است که با وجود فرصت اندک، توانست اثری خلق کند که هنوز هم درباره عشق، رنج، انتقام و آزادی انسان حرفی برای گفتن دارد.