زشت زیبا

انتشار: ۲ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۱

معرفی و بررسی کتاب زشت زیبا اثر آلیس فینی

زشت زیبا

نویسنده: آلیس فینی

زشت زیبا داستان گریدی گرین، نویسنده‌ای است که درست در شبی که قرار است خبر مهمی درباره موفقیت کتابش دریافت کند، همسرش ابی ناپدید می‌شود. یک سال بعد، گریدی که همچنان درگیر ناپدیدشدن همسرش و ناتوانی در نوشتن است، به جزیره‌ای دورافتاده در اسکاتلند می‌رود تا دوباره شروع کند. اما در این جزیره مرموز، زنی را می‌بیند که شباهت عجیبی به ابی دارد. از اینجا، گذشته، ازدواج و حقیقت ناپدیدشدن ابی به تدریج در میان رازها و پیچش‌های داستان آشکار می‌شود.

مقدمه

زشت زیبا (Beautiful Ugly) رمانی از آلیس فینی (Alice Feeney)، نویسنده و روزنامه‌نگار انگلیسی، است که نخستین بار در سال ۲۰۲۵ منتشر شد. این اثر هفتمین رمان فینی است و در دسته تریلرهای روان‌شناختی، معمایی و داستان‌های مرتبط با روابط خانوادگی و زناشویی قرار می‌گیرد.

داستان با گریدی گرین (Grady Green) آغاز می‌شود؛ نویسنده‌ای که در آستانه یکی از مهم‌ترین موفقیت‌های حرفه‌ای زندگی خود قرار دارد. اما درست در همان زمان، اتفاقی غیرمنتظره همه چیز را تغییر می‌دهد. همسرش ابی (Abby) هنگام رانندگی با او تماس می‌گیرد و از چیزی که در جاده دیده صحبت می‌کند. گریدی صدای ترمز و خارج شدن ابی از خودرو را می‌شنود، اما بعد تماس قطع می‌شود.

وقتی گریدی خودرو را پیدا می‌کند، ابی دیگر آنجا نیست. ماشین روشن مانده، درِ راننده باز است و تلفن او نیز در خودرو قرار دارد؛ اما هیچ اثری از خود ابی وجود ندارد.

یک سال بعد، گریدی همچنان با غیبت همسرش زندگی می‌کند. او نه‌تنها از نظر عاطفی فروپاشیده، بلکه دیگر نمی‌تواند بنویسد. در همین شرایط، راهی جزیره‌ای کوچک و دورافتاده در اسکاتلند می‌شود؛ جایی که قرار است مدتی در انزوا زندگی کند و شاید دوباره توانایی نوشتن را به دست آورد.

اما جزیره آمبرلی خیلی زود برای او به مکانی ناآشنا و تهدیدکننده تبدیل می‌شود. ساکنان آن رفتارهای عجیبی دارند، ارتباط با دنیای بیرون محدود است و گریدی کم‌کم احساس می‌کند همه چیز آن‌طور که به نظر می‌رسد نیست.

مهم‌ترین اتفاق زمانی رخ می‌دهد که او زنی را می‌بیند که به شکل غیرقابل‌باوری شبیه ابی است. از اینجا، داستان از یک معمای ناپدیدشدن به تریلری روان‌شناختی درباره اعتماد، ازدواج، هویت و حقیقت تبدیل می‌شود.

خلاصه داستان زشت زیبا

داستان در شبی آغاز می‌شود که زندگی حرفه‌ای گریدی گرین در آستانه یک اتفاق مهم قرار دارد. او نویسنده‌ای است که تلاش کرده جایگاه خود را در دنیای ادبیات تثبیت کند و در همان شب، خبر موفقیت کتابش را دریافت می‌کند.

در طرف دیگر، همسرش ابی قرار دارد؛ زنی که به عنوان یک روزنامه‌نگار فعالیت می‌کند و شخصیت مستقلی دارد. رابطه این زوج در ظاهر یک زندگی مشترک معمولی است، اما به مرور مشخص می‌شود که میان آن‌ها مشکلات و ناگفته‌های زیادی وجود دارد.

ابی هنگام بازگشت به خانه، در جاده با صحنه‌ای عجیب مواجه می‌شود. او تصور می‌کند فردی در مسیر افتاده است. خودرو را متوقف می‌کند و از ماشین بیرون می‌رود. گریدی که با او تلفنی صحبت می‌کند، صدای اتفاقات را می‌شنود و سپس تماس قطع می‌شود.

بعدتر، گریدی خودرو را پیدا می‌کند، اما از ابی خبری نیست. پلیس نیز نمی‌تواند توضیح روشنی برای ناپدیدشدن او پیدا کند.

این اتفاق زندگی گریدی را کاملاً تغییر می‌دهد.

یک سال از ناپدیدشدن ابی گذشته است. گریدی همچنان درگیر غم و پرسش‌های بی‌پاسخ است و علاوه بر آن، دچار نوعی انسداد نویسندگی شده است. او دیگر نمی‌تواند مانند گذشته بنویسد و زندگی حرفه‌ای‌اش نیز در وضعیت خوبی قرار ندارد.

کیتی گلدمن (Kitty Goldman)، مدیر ادبی گریدی و در عین حال یکی از افراد نزدیک به ابی، پیشنهادی به او می‌دهد. گریدی برای مدتی به جزیره‌ای دورافتاده به نام آمبرلی (Amberly) برود و در محیطی آرام و دور از زندگی قبلی خود تلاش کند دوباره بنویسد.

آمبرلی جزیره‌ای معمولی نیست. تعداد ساکنان آن بسیار کم است و ارتباط آن با دنیای بیرون محدود است. رفت‌وآمد به جزیره نیز به شکل محدودی انجام می‌شود و همین مسئله حس انزوا را در داستان افزایش می‌دهد.

گریدی ابتدا تصور می‌کند این تنهایی می‌تواند به او کمک کند. اما تقریباً از همان ابتدا، رفتار ساکنان جزیره برایش عجیب به نظر می‌رسد.

هرچه بیشتر با آن‌ها آشنا می‌شود، پرسش‌های بیشتری در ذهنش شکل می‌گیرد. چرا ساکنان جزیره این‌قدر مرموز رفتار می‌کنند؟ گذشته آمبرلی چیست؟ چرا هیچ‌چیز درباره این مکان کاملاً عادی به نظر نمی‌رسد؟

گریدی در خانه‌ای که در آن اقامت دارد، با نشانه‌هایی عجیب مواجه می‌شود و حتی نوشته‌ای قدیمی پیدا می‌کند که به نویسنده‌ای مربوط می‌شود که پیش از او در این خانه زندگی می‌کرده است.

هم‌زمان، اتفاقات عجیبی برای گریدی رخ می‌دهد که باعث می‌شود او بیش از گذشته به برداشت خودش از واقعیت شک کند.

نقطه مهم داستان زمانی است که گریدی زنی را می‌بیند که شباهت بسیار زیادی به ابی دارد.

این زن خود را اوبری (Aubrey) معرفی می‌کند و ظاهراً گریدی را نمی‌شناسد. این اتفاق برای گریدی غیرقابل باور است. او نمی‌تواند بپذیرد زنی که روبه‌رویش ایستاده، فقط یک شباهت اتفاقی به همسر گمشده‌اش داشته باشد.

اما اوبری رفتار متفاوتی دارد و ادعا می‌کند زندگی دیگری دارد.

از اینجا، اعتماد گریدی به برداشت خودش از اتفاقات نیز متزلزل می‌شود.

او نمی‌داند آیا واقعاً ابی را دیده یا اینکه فشار روانی، تنهایی و غم ناشی از ناپدیدشدن همسرش باعث شده چیزهایی را ببیند که وجود خارجی ندارند.

داستان در همین نقطه به تدریج گذشته ابی را نیز آشکار می‌کند.

ابی ارتباط‌هایی با این جزیره دارد که گریدی از آن‌ها اطلاع نداشته است. گذشته او با اتفاقی قدیمی در آمبرلی گره خورده و رازهای این جزیره کم‌کم به رازهای زندگی ابی و رابطه او با گریدی متصل می‌شوند.

یکی از اتفاقات مهم گذشته جزیره، ماجرای مرگ گروهی از کودکان است؛ حادثه‌ای که سال‌ها پیش رخ داده و تأثیر آن همچنان بر زندگی ساکنان آمبرلی باقی مانده است. این گذشته تاریک بخشی از فضای رازآلود جزیره را شکل می‌دهد.

هرچه گریدی بیشتر درباره جزیره تحقیق می‌کند، متوجه می‌شود تقریباً هیچ‌کس حاضر نیست تمام حقیقت را به او بگوید.

در همین زمان، رابطه گریدی و ابی نیز دوباره زیر ذره‌بین قرار می‌گیرد. خواننده کم‌کم درمی‌یابد که زندگی مشترک آن‌ها آن‌قدر که در ابتدا به نظر می‌رسید ساده و آرام نبوده است.

گریدی نیز راوی کاملاً قابل اعتمادی نیست و بخشی از روایت از زاویه دید او ارائه می‌شود؛ بنابراین خواننده مجبور است مدام درباره حقیقت اتفاقات و برداشت‌های گریدی تردید کند.

یکی از مهم‌ترین پیچش‌های داستان زمانی آشکار می‌شود که روایت شب ناپدیدشدن ابی از زاویه‌ای کاملاً متفاوت بازتعریف می‌شود.

آنچه گریدی در ابتدا تعریف کرده بود، تنها بخشی از حقیقت بوده است.

حقیقت درباره اینکه چه کسی در جاده بوده، چه اتفاقی برای ابی افتاده و چرا او ناپدید شده، به یکی از مهم‌ترین رازهای رمان تبدیل می‌شود. در ادامه مشخص می‌شود که رابطه گریدی و ابی با بحران‌های جدی‌تری نیز روبه‌رو بوده و مسئله آینده زندگی مشترک آن‌ها و فرزندآوری نیز در این بحران نقش داشته است.

با نزدیک شدن داستان به پایان، رازهای بیشتری درباره ساکنان جزیره و گذشته آن‌ها آشکار می‌شود.

گریدی که تصور می‌کرد برای مدتی کوتاه به یک جزیره دورافتاده آمده است، متوجه می‌شود حضورش در آمبرلی ممکن است بخشی از نقشه‌ای بزرگ‌تر باشد.

در پایان، سرنوشت گریدی با گذشته جزیره، ابی و نویسندگی خودش به هم گره می‌خورد و رمان با یکی از تاریک‌ترین و بحث‌برانگیزترین پایان‌های آثار آلیس فینی به پایان می‌رسد.

شخصیت‌های اصلی

گریدی گرین

گریدی گرین شخصیت اصلی داستان و نویسنده‌ای است که پس از ناپدیدشدن همسرش، زندگی شخصی و حرفه‌ای‌اش دچار بحران می‌شود.

او در ابتدای داستان شخصیتی است که خواننده بیشتر اتفاقات را از نگاه او دنبال می‌کند. همین موضوع باعث می‌شود برداشت او از وقایع اهمیت زیادی داشته باشد.

اما هرچه داستان جلوتر می‌رود، قابلیت اعتماد به روایت گریدی کمتر می‌شود و خواننده مجبور می‌شود میان چیزی که او تعریف می‌کند و واقعیتی که به تدریج آشکار می‌شود تفاوت بگذارد.

ابی

ابی همسر گریدی و یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های داستان است.

او روزنامه‌نگاری است که درست در ابتدای داستان ناپدید می‌شود و غیبتش موتور اصلی اتفاقات رمان را به حرکت درمی‌آورد.

ابی در ظاهر قربانی یک ناپدیدشدن مرموز است، اما با آشکارشدن گذشته او، مشخص می‌شود که شخصیت و زندگی‌اش پیچیده‌تر از تصویری است که گریدی در ابتدا ارائه می‌کند.

کیتی گلدمن

کیتی گلدمن مدیر ادبی گریدی و یکی از افراد نزدیک به ابی است.

او کسی است که پیشنهاد سفر گریدی به آمبرلی را مطرح می‌کند و از این طریق زمینه ورود شخصیت اصلی به فضای اصلی داستان را فراهم می‌سازد.

ساکنان آمبرلی

ساکنان جزیره گروهی کوچک و مرموز هستند که هرکدام بخشی از فضای ناآرام داستان را شکل می‌دهند.

رفتار عجیب آن‌ها باعث می‌شود گریدی نتواند به راحتی به کسی اعتماد کند و همین بی‌اعتمادی یکی از عناصر مهم تعلیق رمان است.

جزیره آمبرلی؛ یکی از مهم‌ترین عناصر داستان

جزیره آمبرلی فقط محل وقوع اتفاقات نیست؛ تقریباً مانند یک شخصیت مستقل در داستان عمل می‌کند.

دوری از سرزمین اصلی، جمعیت بسیار کم، محدود بودن رفت‌وآمد و رازهای قدیمی جزیره باعث می‌شوند گریدی احساس کند راه فراری ندارد.

فضای جزیره از همان ابتدا حس انزوا ایجاد می‌کند. گریدی نمی‌تواند به راحتی با دنیای بیرون ارتباط داشته باشد و همین مسئله باعث می‌شود هر اتفاق کوچک، اهمیت بیشتری پیدا کند.

در بسیاری از تریلرهای روان‌شناختی، یک خانه یا اتاق بسته نقش محیط محدودکننده را دارد؛ در زشت زیبا، یک جزیره دورافتاده همین نقش را در مقیاسی بزرگ‌تر ایفا می‌کند. برخی نقدها نیز همین ویژگی را از نقاط قوت فضای داستان دانسته‌اند.

ازدواج و اعتماد

یکی از موضوعات مهم رمان، رابطه میان گریدی و ابی است.

داستان از ابتدا این پرسش را مطرح می‌کند که آیا گریدی واقعاً همسرش را آن‌طور که تصور می‌کند می‌شناخته است یا خیر.

هرچه رازهای بیشتری درباره این زوج آشکار می‌شود، تصویر اولیه از زندگی مشترکشان تغییر می‌کند.

رمان نشان می‌دهد که در یک رابطه نزدیک، ممکن است افراد بخش‌هایی از زندگی، خواسته‌ها و تصمیم‌های خود را از یکدیگر پنهان کنند و همین ناگفته‌ها در نهایت به بحران‌های جدی تبدیل شوند.

هویت و ظاهر

عنوان کتاب، Beautiful Ugly، خود نوعی تضاد را درون داستان ایجاد می‌کند.

زیبا و زشت دو مفهوم متضاد هستند، اما رمان از این تضاد برای بررسی تفاوت میان ظاهر و واقعیت استفاده می‌کند.

چیزی ممکن است در نگاه اول زیبا به نظر برسد اما حقیقتی ناخوشایند پشت آن پنهان باشد؛ و برعکس، چیزی که در ابتدا ترسناک یا زشت به نظر می‌رسد ممکن است معنای دیگری داشته باشد.

این تضاد در شخصیت‌ها، روابط و حتی فضای جزیره دیده می‌شود.

حقیقت و روایت غیرقابل اعتماد

یکی از تکنیک‌های مهم آلیس فینی در این رمان، بازی با مفهوم راوی غیرقابل اعتماد است.

خواننده بیشتر وقایع را از نگاه گریدی دنبال می‌کند، اما با پیشرفت داستان مشخص می‌شود که نمی‌توان همه چیز را بدون پرسش پذیرفت.

این شیوه باعث می‌شود خواننده در طول رمان مرتب حدس بزند که چه کسی حقیقت را می‌گوید.

آیا اتفاقی که گریدی توصیف می‌کند واقعاً رخ داده است؟ آیا او همه چیز را به یاد می‌آورد؟ و آیا آدم‌هایی که در جزیره می‌بیند همان کسانی هستند که ادعا می‌کنند؟

این پرسش‌ها بخش مهمی از تعلیق داستان را می‌سازند.

انتقام و پیامد انتخاب‌ها

انتقام نیز یکی از موضوعات مهم داستان است.

تصمیم‌های شخصیت‌ها در گذشته، پیامدهایی دارند که سال‌ها بعد خودشان را نشان می‌دهند. رابطه گریدی و ابی نیز از مجموعه‌ای از انتخاب‌ها و پنهان‌کاری‌ها شکل گرفته که در نهایت مسیر زندگی هر دو را تغییر می‌دهد.

رمان از این طریق نشان می‌دهد که بعضی تصمیم‌ها ممکن است در لحظه کوچک به نظر برسند، اما پیامد آن‌ها بسیار بزرگ‌تر باشد.

سبک و شیوه روایت

آلیس فینی در زشت زیبا از فضای تیره، روایت روان‌شناختی و رازهای پیاپی استفاده می‌کند.

داستان به شکلی طراحی شده که اطلاعات کامل درباره شخصیت‌ها و اتفاقات یک‌باره در اختیار خواننده قرار نمی‌گیرد. بخش‌هایی از گذشته به تدریج آشکار می‌شوند و هر کشف، برداشت قبلی را تغییر می‌دهد.

فضای سرد و منزوی اسکاتلند نیز به ایجاد حس تعلیق کمک می‌کند. برخی منتقدان فضای جزیره و حس پارانویا و بی‌اعتمادی ایجادشده میان شخصیت‌ها را از ویژگی‌های برجسته کتاب دانسته‌اند.

با این حال، واکنش منتقدان به نحوه جمع‌بندی پیچش‌های داستان یکسان نبوده است. برخی نقدها پایان را خلاقانه و تاریک دانسته‌اند، در حالی که برخی دیگر معتقدند تعداد پیچش‌های پایانی زیاد شده و بخشی از آن‌ها از نظر منطقی قانع‌کننده نیستند.

نقد و بررسی کتاب زشت زیبا

یکی از نقاط قوت زشت زیبا، شروع قدرتمند و فضای مرموز آن است. ناپدیدشدن ناگهانی ابی، جزیره دورافتاده و رفتار عجیب ساکنان، خیلی زود پرسش‌هایی ایجاد می‌کنند که خواننده را به ادامه داستان ترغیب می‌کنند.

فضاسازی نیز نقش مهمی دارد. جزیره آمبرلی به محیطی تبدیل می‌شود که گریدی در آن نمی‌تواند به راحتی تشخیص دهد چه کسی دوست و چه کسی دشمن است. این حس انزوا، یکی از موفق‌ترین عناصر تریلر است.

از طرف دیگر، روایت غیرقابل اعتماد گریدی باعث می‌شود خواننده نتواند با اطمینان کامل اتفاقات را تفسیر کند.

اما این ویژگی برای همه خوانندگان نقطه قوت باقی نمی‌ماند. برخی نقدها معتقدند سرعت داستان در میانه کاهش پیدا می‌کند و تکرار رویارویی‌های گریدی با ساکنان جزیره باعث می‌شود روند روایت در بخش‌هایی کند شود.

مهم‌ترین اختلاف نظر درباره کتاب به پایان داستان مربوط می‌شود. بعضی منتقدان پایان را تاریک، غافلگیرکننده و متناسب با فضای اثر دانسته‌اند، در حالی که برخی دیگر تعدد پیچش‌ها و توضیحات پایانی را بیش از حد و از نظر منطقی دشوار برای پذیرش دانسته‌اند.

به همین دلیل، زشت زیبا را می‌توان رمانی دانست که بخش قابل توجهی از جذابیت خود را از ابهام، فضای ناآرام و بازی با اعتماد خواننده می‌گیرد؛ اما میزان رضایت از آن تا حد زیادی به میزان پذیرش پیچش‌های داستانی و پایان آن بستگی دارد.

انتشار و ترجمه‌های فارسی

زشت زیبا با عنوان اصلی Beautiful Ugly در سال ۲۰۲۵ منتشر شد. نسخه بریتانیایی توسط Pan Macmillan و نسخه آمریکایی توسط Flatiron Books منتشر شده‌اند. تعداد صفحات نیز بسته به نسخه متفاوت است و نسخه‌های انگلیسی در قالب‌های مختلف با حدود ۳۰۴ تا ۴۰۰ صفحه منتشر شده‌اند.

در ایران نیز این کتاب با عنوان زشت زیبا منتشر شده است. از جمله نسخه‌های فارسی، ترجمه نیما جوادی توسط انتشارات پرتقال است که در سال ۱۴۰۴ منتشر شده و نسخه الکترونیکی آن ۳۲۸ صفحه دارد.

موفقیت و بازخوردها

زشت زیبا پس از انتشار مورد توجه خوانندگان و رسانه‌های ادبی قرار گرفت و در فهرست پرفروش‌های Sunday Times قرار گرفت. همچنین نسخه آمریکایی کتاب به فهرست پرفروش‌های New York Times راه یافت.

بازخورد منتقدان درباره کتاب متفاوت بوده است. برخی آن را تریلری پرتعلیق با فضای بسیار خوب و پیچش‌های متعدد دانسته‌اند، در حالی که برخی دیگر معتقدند پایان و بعضی از اتفاقات داستان بیش از اندازه پیچیده یا غیرقابل‌باور شده‌اند.

زشت زیبا برای چه کسانی مناسب است؟

این کتاب می‌تواند برای خوانندگانی مناسب باشد که به موارد زیر علاقه دارند:

  • تریلرهای روان‌شناختی
  • داستان‌های معمایی و پرتعلیق
  • راوی غیرقابل اعتماد
  • داستان‌های مربوط به روابط پیچیده
  • فضاهای مرموز و جزیره‌های دورافتاده
  • داستان‌های پر از پیچش و غافلگیری
  • رازهای خانوادگی و زناشویی
  • آثار آلیس فینی

اگر از داستان‌هایی لذت می‌برید که دائماً اطلاعات تازه‌ای درباره شخصیت‌ها ارائه می‌کنند و باعث می‌شوند برداشت خود را از اتفاقات تغییر دهید، زشت زیبا می‌تواند تجربه متفاوتی باشد.

پرسش‌های متداول

کتاب زشت زیبا درباره چیست؟

زشت زیبا داستان گریدی گرین، نویسنده‌ای است که همسرش ابی به شکل مرموزی ناپدید می‌شود. یک سال بعد، گریدی برای بازگشت به زندگی و نوشتن به جزیره‌ای دورافتاده در اسکاتلند می‌رود، اما در آنجا با زنی روبه‌رو می‌شود که شباهت عجیبی به همسر گمشده‌اش دارد.

نویسنده کتاب زشت زیبا کیست؟

نویسنده زشت زیبا آلیس فینی (Alice Feeney)، نویسنده و روزنامه‌نگار انگلیسی است. این کتاب هفتمین رمان او محسوب می‌شود.

عنوان اصلی کتاب زشت زیبا چیست؟

عنوان اصلی کتاب Beautiful Ugly است و رمان به زبان انگلیسی نوشته شده است.

کتاب زشت زیبا چه سالی منتشر شد؟

این رمان نخستین بار در سال ۲۰۲۵ منتشر شد و نسخه آمریکایی آن در ۱۴ ژانویه ۲۰۲۵ توسط Flatiron Books به بازار آمد.

شخصیت اصلی کتاب زشت زیبا کیست؟

گریدی گرین (Grady Green) شخصیت اصلی داستان است؛ نویسنده‌ای که پس از ناپدیدشدن همسرش با بحران روحی و نویسندگی مواجه می‌شود و برای مدتی به جزیره‌ای دورافتاده می‌رود.

ابی چه کسی است؟

ابی (Abby) همسر گریدی و روزنامه‌نگاری است که در ابتدای داستان به شکل مرموزی ناپدید می‌شود. جست‌وجوی حقیقت درباره سرنوشت او محور اصلی داستان را تشکیل می‌دهد.

زشت زیبا چه ژانری دارد؟

زشت زیبا یک تریلر روان‌شناختی و معمایی است و عناصری از تریلر خانگی، تعلیق و داستان‌های مربوط به روابط زناشویی نیز در آن دیده می‌شود.

آیا زشت زیبا داستانی عاشقانه است؟

رابطه گریدی و ابی بخش مهمی از داستان است، اما محور اصلی کتاب یک تریلر روان‌شناختی و معمایی است و نباید آن را صرفاً یک رمان عاشقانه دانست. در برخی دسته‌بندی‌های فارسی، کتاب در کنار رمان و داستان خارجی در دسته عاشقانه نیز قرار گرفته است.

آیا زشت زیبا پایان غافلگیرکننده‌ای دارد؟

بله. پایان کتاب شامل چندین افشاگری و پیچش مهم است و بخش قابل توجهی از نقدها نیز به همین پایان پرداخته‌اند. درباره میزان منطقی یا قانع‌کننده بودن این پایان، میان منتقدان و خوانندگان اختلاف نظر وجود دارد.

نتیجه‌گیری

زشت زیبا یکی از تریلرهای روان‌شناختی آلیس فینی است که داستان خود را با یک ناپدیدشدن مرموز آغاز می‌کند و سپس خواننده را به جزیره‌ای دورافتاده می‌برد؛ جایی که تقریباً هیچ‌چیز آن‌طور که در ابتدا به نظر می‌رسد نیست.

گریدی گرین با تصور اینکه برای فرار از گذشته و بازگشت به نویسندگی به آمبرلی رفته است، خیلی زود متوجه می‌شود که گذشته را نمی‌توان به همین سادگی پشت سر گذاشت. ناپدیدشدن ابی، رازهای ازدواج آن‌ها و تاریخچه تاریک جزیره به تدریج به یکدیگر متصل می‌شوند.

یکی از ویژگی‌های اصلی کتاب، بازی آلیس فینی با اعتماد خواننده است. روایت از زاویه دید شخصیتی ارائه می‌شود که خود او نیز ممکن است تمام حقیقت را نداند یا آن را به شکل متفاوتی روایت کند. همین مسئله باعث می‌شود تا پایان داستان، خواننده بارها درباره آنچه واقعاً اتفاق افتاده است تردید کند.

زشت زیبا بیش از هر چیز بر راز، تعلیق، فضای وهم‌آلود، روابط پیچیده و پیچش‌های داستانی تکیه دارد. اگرچه درباره پایان و منطق برخی اتفاقات آن دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد، کتاب برای علاقه‌مندان به تریلرهای روان‌شناختی و داستان‌های پر از راز، اثری قابل توجه است.

نظر شما در مورد این کتاب

برای ارسال نظر، لطفاً ابتدا وارد شوید
در حال بارگذاری...