دایی وانیا

انتشار: ۶ مرداد ۱۴۰۴ - ۱۵:۵۹ بروزرسانی: ۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۳

معرفی و بررسی کتاب دایی وانیا اثر آنتون چخوف

دایی وانیا

نویسنده: آنتون چخوف

دایی وانیا (Uncle Vanya) اثر آنتون چخوف، نمایشنامه‌ای چهارپرده‌ای درباره انسان‌هایی است که در یک ملک روستایی گرفتار حسرت، عشق‌های بی‌پاسخ و احساس هدر رفتن زندگی شده‌اند. ایوان ووی‌نیتسکی، معروف به دایی وانیا، سال‌ها برای اداره ملک و حمایت از زندگی علمی سِربریاکوف تلاش کرده، اما با بازگشت استاد و همسر جوانش یلنا، احساس می‌کند بخش بزرگی از عمرش را از دست داده است. ورود آن‌ها روابط پنهان و نارضایتی‌های قدیمی را آشکار می‌کند و شخصیت‌ها را با پرسش دشوار معنای زندگی روبه‌رو می‌سازد.

مقدمه

دایی وانیا (Uncle Vanya) یکی از شناخته‌شده‌ترین نمایشنامه‌های آنتون چخوف است که در سال ۱۸۹۷ منتشر شد و نخستین اجرای مهم آن در سال ۱۸۹۹ در تئاتر هنری مسکو انجام گرفت. نمایشنامه در یک ملک روستایی می‌گذرد و به زندگی گروهی از شخصیت‌ها می‌پردازد که تقریباً همه به شکلی با حسرت، نارضایتی و آرزوهای تحقق‌نیافته دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

چخوف در این اثر مانند بسیاری از نمایشنامه‌های مهم خود، به جای ساختن یک قهرمان بزرگ و یک داستان پرحادثه، روی زندگی روزمره انسان‌ها تمرکز می‌کند. اتفاقات مهم در میان گفت‌وگوها و روابط شخصیت‌ها شکل می‌گیرند و بخش زیادی از تنش نمایشنامه نه از حوادث بیرونی، بلکه از احساساتی ناشی می‌شود که شخصیت‌ها سال‌ها در خود نگه داشته‌اند.

مرکز این جهان، ایوان ووی‌نیتسکی یا همان دایی وانیاست؛ مردی میانسال که سال‌های زیادی از زندگی خود را صرف اداره ملک و کمک به فعالیت‌های علمی سِربریاکوف کرده است. او زمانی استاد را فردی بزرگ و شایسته می‌دانست، اما با گذشت زمان به این نتیجه رسیده که شاید تمام این سال‌ها را برای شخصی هدر داده که آن‌قدرها هم که تصور می‌کرد ارزشمند نبوده است.

بازگشت سِربریاکوف به ملک همراه با همسر جوانش یلنا، تعادل موجود را برهم می‌زند. حضور یلنا احساسات پنهان وانیا و دکتر آستروف را آشکار می‌کند، در حالی که سونیا، دختر سِربریاکوف، نیز به آستروف علاقه دارد.

به این ترتیب، خانه‌ای که ظاهراً محل زندگی آرام یک خانواده است، به فضایی تبدیل می‌شود که در آن هر شخصیت با چیزی مواجه می‌شود که سال‌ها از آن فرار کرده است: این پرسش که با زندگی‌ای که تا امروز داشته، چه کرده است؟

خلاصه داستان

داستان در ملک روستایی سِربریاکوف آغاز می‌شود؛ جایی که دایی وانیا و سونیا سال‌ها آن را اداره کرده‌اند. آستروف، پزشک محلی، نیز به این خانه رفت‌وآمد دارد. زندگی نسبتاً یکنواخت ملک با بازگشت پروفسور سِربریاکوف و همسر جوانش یلنا دستخوش تغییر می‌شود.

وانیا که زمانی برای سِربریاکوف احترام زیادی قائل بوده، حالا معتقد است سال‌های عمرش را برای موفقیت مردی تلف کرده که دستاوردهایش را بیش از اندازه بزرگ می‌دانسته است. این احساس هدر رفتن زندگی، به تدریج خشم و تلخی او را بیشتر می‌کند.

از طرف دیگر، یلنا توجه وانیا و آستروف را به خود جلب کرده است. وانیا به یلنا علاقه‌مند می‌شود، اما این احساس متقابل نیست. آستروف نیز به یلنا جذب شده، در حالی که سونیا، دختر سِربریاکوف، سال‌هاست عاشق آستروف است و نمی‌تواند احساس خود را به او ابراز کند.

در میان این روابط پیچیده، سِربریاکوف اعلام می‌کند که قصد دارد ملک را بفروشد تا بتواند شرایط زندگی خود و یلنا را تغییر دهد. این تصمیم برای وانیا و سونیا بسیار سنگین است، زیرا سال‌ها برای اداره ملک و تأمین هزینه‌های زندگی استاد تلاش کرده‌اند.

وانیا احساس می‌کند نه‌تنها زندگی خودش، بلکه حاصل تمام زحماتش نیز در حال نادیده گرفته شدن است. خشم فروخورده او سرانجام به رویارویی شدید با سِربریاکوف منجر می‌شود و وانیا تلاش می‌کند او را با اسلحه بکشد، اما موفق نمی‌شود.

پس از این اتفاق، شرایط به حالت قبلی بازمی‌گردد. سِربریاکوف و یلنا ملک را ترک می‌کنند و وانیا و سونیا دوباره به زندگی و کار روزمره خود بازمی‌گردند.

پایان نمایشنامه برخلاف یک داستان معمولی، همه مشکلات را حل نمی‌کند. وانیا همچنان با حسرت زندگی ازدست‌رفته خود روبه‌روست و سونیا تلاش می‌کند او را آرام کند. امیدی که سونیا در پایان از آن سخن می‌گوید، بیشتر به تحمل رنج و امید به آرامشی در آینده مربوط است تا حل شدن مشکلات در زمان حال.

شخصیت‌های اصلی

دایی وانیا

ایوان ووی‌نیتسکی شخصیت اصلی نمایشنامه است. او سال‌ها اداره ملک را بر عهده داشته و درآمد آن را برای حمایت از سِربریاکوف اختصاص داده است.

وانیا اکنون احساس می‌کند جوانی و فرصت‌های زندگی خود را از دست داده است. او بیش از هر چیز از این رنج می‌برد که تصور می‌کند می‌توانست زندگی کاملاً متفاوتی داشته باشد.

همین حسرت، او را به شخصیتی تلخ، عصبی و گاهی مضحک تبدیل می‌کند؛ زیرا می‌خواهد زندگی ازدست‌رفته را جبران کند، اما دیگر نمی‌داند چگونه باید چنین کاری انجام دهد.

سونیا

سونیا دختر سِربریاکوف و خواهرزاده وانیاست. او در اداره ملک همراه وانیا کار می‌کند و شخصیتی سخت‌کوش و مسئولیت‌پذیر دارد.

سونیا عاشق آستروف است، اما این عشق پاسخ متقابلی دریافت نمی‌کند. با وجود این، او در مقایسه با وانیا توانایی بیشتری برای پذیرفتن واقعیت و ادامه دادن زندگی دارد.

در پایان، سونیا به وانیا یادآوری می‌کند که باید به کار خود ادامه دهند و سختی‌های زندگی را تحمل کنند.

آستروف

میخائیل آستروف پزشک محلی است و یکی از پیچیده‌ترین شخصیت‌های نمایشنامه محسوب می‌شود.

او از فشار و فرسودگی کار پزشکی خسته شده و احساس می‌کند زندگی در مناطق روستایی او را از آرزوهای گذشته‌اش دور کرده است. در عین حال، آستروف به طبیعت علاقه دارد و درباره آسیب‌هایی که انسان به محیط اطراف وارد می‌کند نگرانی نشان می‌دهد.

آستروف به یلنا علاقه دارد، در حالی که سونیا عاشق اوست. این رابطه یک‌طرفه، یکی از نمونه‌های مهم عشق نافرجام در نمایشنامه است.

یلنا

یلنا همسر جوان سِربریاکوف است. حضور او یکی از عوامل مهم تغییر فضای خانه است.

وانیا و آستروف هر دو به او علاقه‌مند می‌شوند، اما یلنا در موقعیت دشواری قرار دارد و نمی‌تواند به‌سادگی از شرایط زندگی خود خارج شود.

او همچنین احساس می‌کند که حضورش باعث شده دیگران از کار و مسئولیت‌های خود فاصله بگیرند.

پروفسور سِربریاکوف

سِربریاکوف استاد بازنشسته و مالک ملک است. وانیا و سونیا سال‌ها برای اداره املاک او تلاش کرده‌اند.

وانیا زمانی برای او احترام زیادی قائل بوده، اما حالا معتقد است استاد بیش از آنچه واقعاً شایسته بوده مورد احترام قرار گرفته است. همین تغییر نگاه، بخش مهمی از بحران شخصیتی وانیا را شکل می‌دهد.

مضامین اصلی

حسرت و زندگی هدررفته

یکی از مهم‌ترین موضوعات دایی وانیا، احساس هدر رفتن زندگی است.

وانیا تصور می‌کند اگر سال‌های جوانی خود را صرف حمایت از سِربریاکوف نمی‌کرد، می‌توانست زندگی متفاوتی داشته باشد. اما اکنون که به گذشته نگاه می‌کند، امکان بازگرداندن آن سال‌ها وجود ندارد.

این حسرت فقط به وانیا محدود نیست. آستروف نیز احساس می‌کند زندگی حرفه‌ای و شرایط محیطی او را از آنچه زمانی می‌خواست دور کرده‌اند.

عشق نافرجام

تقریباً همه روابط عاطفی مهم نمایشنامه با نوعی نابرابری همراه‌اند.

وانیا عاشق یلناست، آستروف به یلنا علاقه دارد و سونیا عاشق آستروف است. در نتیجه، خواستن و دوست داشته شدن تقریباً هیچ‌گاه همزمان اتفاق نمی‌افتد.

چخوف از این روابط برای نشان دادن پیچیدگی احساسات انسانی استفاده می‌کند؛ جایی که علاقه داشتن به دیگری الزاماً به خوشبختی منجر نمی‌شود.

گذشت زمان و پیری

سن و گذشت زمان از دغدغه‌های مهم شخصیت‌های نمایشنامه است.

آستروف درباره تغییرات جسمی و روحی خود صحبت می‌کند و وانیا نیز دائماً به جوانی ازدست‌رفته‌اش فکر می‌کند. ترس از اینکه بهترین سال‌های زندگی گذشته باشند، بخش مهمی از فضای اندوهناک نمایشنامه را می‌سازد.

کار در برابر بی‌هدفی

چخوف در دایی وانیا بارها کار را در برابر بی‌هدفی قرار می‌دهد.

وانیا و سونیا سال‌ها کار کرده‌اند، اما اکنون وانیا احساس می‌کند نتیجه این تلاش‌ها چیزی نبوده که انتظار داشته است. از سوی دیگر، حضور سِربریاکوف و یلنا باعث می‌شود فضای خانه برای مدتی از نظم و کار همیشگی فاصله بگیرد.

به همین دلیل، کار در نمایشنامه هم می‌تواند راهی برای معنا دادن به زندگی باشد و هم یادآور سال‌هایی که شخصیت‌ها تصور می‌کنند از دست داده‌اند.

طبیعت و مسئولیت انسان

آستروف فقط پزشک داستان نیست؛ او درباره طبیعت و آینده محیط زندگی انسان نیز صحبت می‌کند.

او از نابودی جنگل‌ها و استفاده نادرست از منابع طبیعی نگران است و تلاش می‌کند تصویری از آینده‌ای ارائه دهد که در آن آثار رفتار انسان بر نسل‌های بعد باقی خواهد ماند.

این بخش از نمایشنامه نشان می‌دهد دغدغه آستروف فقط مشکلات شخصی نیست و نگاه او به زندگی گسترده‌تر از محیط اطراف خودش است.

نارضایتی و بی‌پناهی

تقریباً هیچ‌یک از شخصیت‌های اصلی از زندگی خود راضی نیستند.

سِربریاکوف از پیری و وضعیت زندگی‌اش ناراضی است، وانیا از سال‌های ازدست‌رفته، آستروف از فرسودگی، یلنا از زندگی بدون هدف و سونیا از عشق بی‌پاسخ خود رنج می‌برد.

این نارضایتی‌های متفاوت در کنار یکدیگر فضای اصلی نمایشنامه را می‌سازند.

ملک روستایی و نقش آن در داستان

ملک روستایی فقط محل وقوع اتفاقات نیست؛ فضای بسته و دورافتاده آن باعث می‌شود شخصیت‌ها دائماً در کنار یکدیگر باشند و نتوانند به‌راحتی از مشکلات خود فاصله بگیرند.

زندگی در این ملک همچنین با مفهوم رکود و تکرار پیوند خورده است. شخصیت‌ها درباره تغییر صحبت می‌کنند، اما بخش زیادی از زندگی‌شان در همان محیط و با همان مشکلات ادامه پیدا می‌کند.

به همین دلیل، فضای روستایی نمایشنامه با حسرت و بی‌تحرکی شخصیت‌ها هماهنگ است.

سبک و ویژگی‌های ادبی

واقع‌گرایی

دایی وانیا نمونه‌ای برجسته از نمایشنامه‌های واقع‌گرای چخوف است. شخصیت‌ها قهرمانان استثنایی نیستند؛ انسان‌هایی عادی هستند که با شکست، حسرت، عشق و روزمرگی مواجه‌اند.

ترکیب تلخی و طنز

چخوف در این اثر تراژدی و کمدی را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد. بعضی موقعیت‌ها در ظاهر خنده‌دارند، اما در پس آن‌ها احساس شکست و ناامیدی شخصیت‌ها وجود دارد.

این ترکیب باعث می‌شود نمایشنامه نه کاملاً تراژیک باشد و نه صرفاً کمدی؛ بلکه تصویری پیچیده‌تر از زندگی روزمره ارائه دهد.

گفت‌وگو به جای حادثه

بخش زیادی از پیشرفت داستان از طریق گفت‌وگوهای شخصیت‌ها اتفاق می‌افتد.

چخوف به جای اینکه همه احساسات را مستقیم توضیح دهد، آن‌ها را در حرف‌ها، سکوت‌ها و واکنش‌های شخصیت‌ها آشکار می‌کند. به همین دلیل، خواندن یا تماشای نمایشنامه نیازمند توجه به روابط میان شخصیت‌هاست.

شخصیت‌محوری

در دایی وانیا، شخصیت‌ها از خودِ حوادث مهم‌ترند. اتفاقات داستان عمدتاً زمانی اهمیت پیدا می‌کنند که احساسات و گذشته شخصیت‌ها را آشکار می‌کنند.

به همین دلیل، نمایشنامه بیشتر درباره انسان‌هایی است که در یک موقعیت مشترک گرفتار شده‌اند تا درباره یک ماجرای پیچیده و پرحادثه.

نقد و بررسی

قدرت اصلی دایی وانیا در توانایی چخوف برای تبدیل یک زندگی ظاهراً معمولی به مسئله‌ای عمیق درباره گذشت زمان و انتخاب‌های ازدست‌رفته است.

وانیا سال‌ها برای دیگری کار کرده و اکنون احساس می‌کند زندگی خودش را فراموش کرده است. اما چخوف او را به یک قربانی ساده تبدیل نمی‌کند. وانیا در کنار رنج واقعی‌اش، حسادت، خشم و تصمیم‌های اشتباه نیز دارد.

همین پیچیدگی باعث می‌شود شخصیت او باورپذیر باشد. او نه قهرمانی است که قربانی بی‌گناه شرایط شده و نه شخصیتی کاملاً مقصر؛ بلکه انسانی است که دیر متوجه شده از زندگی خود رضایت ندارد.

نقطه قوت دیگر نمایشنامه، روابط عاطفی شخصیت‌هاست. عشق‌های یک‌طرفه در اینجا صرفاً برای ایجاد یک داستان عاشقانه استفاده نشده‌اند؛ بلکه به ابزاری برای نشان دادن فاصله میان خواسته انسان و واقعیت تبدیل شده‌اند.

از سوی دیگر، پایان نمایشنامه عامدانه از یک نتیجه‌گیری ساده فاصله می‌گیرد. مشکل وانیا حل نمی‌شود و زندگی شخصیت‌ها به شکل چشمگیری تغییر نمی‌کند. آن‌ها دوباره به کار روزمره بازمی‌گردند و تلاش می‌کنند ادامه دهند.

همین پایان شاید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های دایی وانیا باشد: زندگی همیشه پس از یک بحران به نقطه تازه‌ای نمی‌رسد؛ گاهی انسان مجبور است با همان شرایط ادامه دهد و برای ادامه دادن معنایی پیدا کند.

دایی وانیا و مسئله معنای زندگی

یکی از پرسش‌های اساسی نمایشنامه این است که اگر انسان احساس کند بهترین سال‌های زندگی‌اش گذشته‌اند، چگونه می‌تواند ادامه دهد؟

وانیا پاسخی برای این پرسش ندارد. او به گذشته نگاه می‌کند و فرصت‌هایی را می‌بیند که دیگر بازنمی‌گردند.

سونیا اما نگاه متفاوتی دارد. او نیز زندگی آسانی ندارد، اما تلاش می‌کند با پذیرفتن سختی‌ها و ادامه دادن کار، امیدی برای آینده پیدا کند. در پایان، او به وانیا اطمینان می‌دهد که رنج آن‌ها بی‌معنا نخواهد ماند و سرانجام به آرامش خواهند رسید.

چخوف در اینجا پاسخ فلسفی قطعی ارائه نمی‌کند؛ بلکه دو واکنش متفاوت به رنج را مقابل هم قرار می‌دهد: غرق شدن در حسرت و تلاش برای ادامه دادن.

دایی وانیا و نمایشنامه جنگل‌پری

دایی وانیا بازنویسی و تحول‌یافته نمایشنامه‌ای قدیمی‌تر از چخوف با عنوان جنگل‌پری (The Wood Demon) است. نسخه اولیه در سال ۱۸۸۹ روی صحنه رفت و با استقبال ضعیفی روبه‌رو شد؛ چخوف بعدها آن را به شکل گسترده بازنویسی کرد و اثری پدید آمد که بعدها با عنوان دایی وانیا شناخته شد.

این تغییر نشان می‌دهد چخوف در نسخه نهایی بیشتر از آنکه به یک روایت پرحادثه متکی باشد، روی شخصیت‌ها، روابط و احساس هدر رفتن زندگی تمرکز کرده است.

چرا دایی وانیا هنوز خواندنی است؟

با وجود اینکه بیش از یک قرن از انتشار نمایشنامه می‌گذرد، موضوعات آن همچنان برای خواننده امروز قابل درک هستند.

احساس اینکه زمان از دست رفته، نارضایتی از شغل یا مسیر زندگی، عشق یک‌طرفه، مقایسه خود با دیگران و تلاش برای پیدا کردن معنای زندگی، تجربه‌هایی محدود به یک دوره تاریخی خاص نیستند.

چخوف به جای ارائه پاسخ‌های قطعی، این احساسات را در زندگی شخصیت‌هایش قرار می‌دهد و مخاطب را وادار می‌کند درباره انتخاب‌های خودش و معنای رضایت از زندگی فکر کند.

سوالات متداول درباره کتاب دایی وانیا

دایی وانیا اثر چه کسی است؟

دایی وانیا نمایشنامه‌ای از آنتون چخوف، نویسنده و نمایشنامه‌نویس مشهور روس، است. این اثر نخستین بار در سال ۱۸۹۷ منتشر شد.

عنوان اصلی دایی وانیا چیست؟

عنوان اصلی اثر Uncle Vanya و نام روسی آن Дядя Ваня (Dyadya Vanya) است.

داستان دایی وانیا درباره چیست؟

داستان درباره گروهی از شخصیت‌هاست که در یک ملک روستایی زندگی می‌کنند و با حسرت، عشق‌های نافرجام و احساس هدر رفتن زندگی روبه‌رو هستند. بازگشت سِربریاکوف و همسر جوانش یلنا تنش‌های پنهان میان آن‌ها را آشکار می‌کند.

شخصیت اصلی دایی وانیا کیست؟

ایوان ووی‌نیتسکی، معروف به دایی وانیا، شخصیت محوری نمایشنامه است. او سال‌ها اداره ملک را بر عهده داشته و اکنون احساس می‌کند زندگی خود را در خدمت دیگران از دست داده است.

دایی وانیا چند پرده دارد؟

نمایشنامه دایی وانیا در چهار پرده نوشته شده است.

مهم‌ترین موضوعات دایی وانیا چیست؟

از مهم‌ترین موضوعات اثر می‌توان به حسرت، زندگی هدررفته، گذشت زمان، عشق نافرجام، نارضایتی از زندگی، کار و جست‌وجوی معنا اشاره کرد.

آیا دایی وانیا رمان است؟

خیر. دایی وانیا یک نمایشنامه در چهار پرده است و برای اجرا روی صحنه نوشته شده است.

آیا دایی وانیا ارزش خواندن دارد؟

اگر به نمایشنامه‌های کلاسیک، آثار شخصیت‌محور و ادبیاتی علاقه دارید که درباره زمان، انتخاب، حسرت و معنای زندگی تأمل می‌کنند، دایی وانیا یکی از آثار مهم چخوف و انتخاب مناسبی برای مطالعه است.

دایی وانیا برای چه کسانی مناسب است؟

این نمایشنامه بیشتر برای علاقه‌مندان به ادبیات کلاسیک روسیه، آثار آنتون چخوف، نمایشنامه‌های واقع‌گرا و داستان‌های آرام و شخصیت‌محور مناسب است.

پیشنهاد کتاب

اگر از دایی وانیا لذت بردید، سه خواهر، باغ آلبالو و مرغ دریایی نیز از نمایشنامه‌های مهم آنتون چخوف هستند و می‌توانند ادامه مناسبی برای آشنایی با جهان نمایشی او باشند.

نتیجه‌گیری

دایی وانیا نمایشنامه‌ای درباره شکست‌های بزرگ و قهرمانان خارق‌العاده نیست؛ درباره انسان‌های معمولی است که در سکوت، با حسرت‌ها و آرزوهای تحقق‌نیافته خود زندگی می‌کنند.

وانیا احساس می‌کند بهترین سال‌های عمرش را از دست داده است. سونیا با عشق بی‌پاسخ خود کنار می‌آید. آستروف از فرسودگی و تکرار زندگی خسته شده و یلنا نیز در شرایطی قرار گرفته که نمی‌تواند به سادگی راهی برای رضایت پیدا کند.

چخوف از کنار هم قرار دادن این شخصیت‌ها تصویری از زندگی می‌سازد که در آن همیشه فرصت جبران وجود ندارد. گاهی انسان تنها می‌تواند گذشته را بپذیرد و به زندگی ادامه دهد.

همین نگاه، دایی وانیا را به یکی از ماندگارترین نمایشنامه‌های چخوف تبدیل کرده است؛ اثری درباره زمان ازدست‌رفته، عشق‌های نافرجام، حسرت و دشواری ادامه دادن زندگی وقتی آینده آن‌طور که انتظار داشته‌ایم پیش نمی‌رود.

ناشران پیشنهادی
مترجم‌های پیشنهادی
پرویز شهدی
نشر: کتاب پارسه

ویژگی‌ها:
ترجمه‌ای مستقل از «دایی وانیا» که از سال ۱۳۹۵ توسط کتاب پارسه منتشر شده و در سال‌های بعد نیز به چاپ‌های متعدد رسیده است؛ چاپ ششم این نسخه در سال ۱۴۰۴ ثبت شده است. ترجمه شهدی بخشی از مجموعه ترجمه‌های او از نمایشنامه‌های مهم چخوف است.

مناسب برای:
کسانی که به دنبال ترجمه‌ای مستقل از آثار چخوف هستند و می‌خواهند «دایی وانیا» را در کنار دیگر ترجمه‌های فارسی این نمایشنامه مطالعه کنند.
ناهید کاشی‌چی (ناهید کاشی‌چی)
نشر: جوانه توس

ویژگی‌ها:
ترجمه‌ای از ناهید کاشی‌چی، مترجم باسابقه ادبیات روسی، که توسط نشر جوانه توس منتشر شده است. کاشی‌چی آثار متعددی از آنتون چخوف، از جمله «باغ آلبالو»، «مرغ دریایی»، «سه خواهر» و «دایی وانیا» را به فارسی ترجمه کرده و این آثار در سال‌های مختلف بازچاپ شده‌اند.

مناسب برای:
کسانی که به دنبال ترجمه‌ای از یک مترجم باسابقه ادبیات روسی هستند و ترجیح می‌دهند «دایی وانیا» را در ترجمه‌ای مستقل و از مترجم متخصص آثار چخوف مطالعه کنند.

نظر شما در مورد این کتاب

برای ارسال نظر، لطفاً ابتدا وارد شوید
در حال بارگذاری...